محمد باقر شريعتى سبزوارى

96

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

نظريهء عقلى چنان‌كه مكرر گفته شده است ، عقليون معتقد به فطرى بودن و خاصيت ذاتى بودن يك رشته از معقولات ، هستند و ما در صدر مقاله بطلان اين نظريه به طور كلى روشن كرديم و ثابت كرديم كه تصور هيچ چيز بدون اين‌كه قوهء مدركه واقعيت آن شىء را به نحوى از انحا بيابد ، ممكن نيست حاصل شود ، و ذهن انسان در ابتدا لوح بىنقشى است و همهء اين نقش‌ها و تصورات از راه برخورد قوهء مدركه با واقعيتى از واقعيات ، عارض ذهن مىشوند . على هذا اين نظريه در هيچ موردى قابل قبول نيست و لزومى ندارد كه آن‌چه بالخصوص در اين مورد گفته شده نقل و انتقاد كنيم . از كسانى كه عليت و معلوليت را جزء معقولات فطرى مىدانند و بيانات خاصى در اين مورد دارد ، كانت است . وى عليت و معلوليت را يكى از مقولات دوازده‌گانهء خويش ، كه همهء آن‌ها به عقيدهء او امورى عقلى و فطرى هستند ، مىداند . نظريهء حسى اين نظريه مبتنى بر اين است كه تصور عليت و معلوليت از راه احساس وارد ذهن شده است . اين نظريه متعلق به بعضى از حسيون و جميع ماديين است . جان لاك به نقل مرحوم فروغى مىگويد : « چون تبدل‌هايى همواره همانند و يك‌سان در احوال چيزها مشاهده مىكنيم و چيزهاى ديگرى را مىبينيم كه همواره آن تبدل‌ها را مىدهند ، پس آن تبدل‌ها را « معلول » و چيزهايى كه اين تبديل‌ها را مىكنند « علت » مىناميم . و نيز از همين راه تصور آفرينش و زايش و ساخت و تغيير براى ما حاصل مىشود » . [ اشكال نظريهء حسى ] اشكال اين نظريه واضح است . اين نظريه از عدم دقت كافى در تعيين حدود حس پيدا شده است . ما در خارج به وسيلهء حواس خود فنومن‌ها و حوادث را مشاهده مىكنيم ، تغييرها و تبديل‌ها را مىبينيم و چون زمان را درك مىكنيم قهراً مقارنه يا تعاقب اين محسوسات را نيز