محمد باقر شريعتى سبزوارى

84

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

مصاديق انسان مىباشد . احمد و محمود دو مصداق ديگر از مفهوم انسانند . در حوزهء ذهن ، انسان يك مفهوم كلى و جهان شمول دارد ، طبق اين محاسبه بين مفهوم زيد و انسان دوگانگى و مغايرت وجود دارد ؛ زيد يك مفهوم جزئى و شخصى است كه بر غير خودش اطلاق نمىگردد ، ولى انسان يك مفهوم كلى است كه اشخاص و مصاديق فراوانى را در بر مىگيرد . پس اين دو مفهوم نسبت به عالم ذهن كثرت دارد ، ولى نسبت به جهان خارج وحدت دارد ، منتها كثرت و وحدت اين دو مفهوم نسبى و قياسى است نه مطلق و حقيقى . مفاهيم حقيقيه ( ماهيات ) و مفاهيم اعتباريه ( غيرماهيات ) در گذشته گفتيم مفهوم حقيقى عبارت است از : مفاهيمى كه در ظرف خارج و نفس الأمر مصداق واقعى داشته باشد و به عبارت ديگر ، آن‌چه انسان به علم حصولى درك مىكند ماهيات اشياست كه با حضور ماهيت يك شىء در ذهن آن شىء شناخته مىشود . ماهيت يك شىء حقيقت وجود آن شىء است منهاى آثار و لوازم خارجى كه مربوط به وجود خارجى آن است نه وجود ذهنى ، ولى ماهيت در خارج و حوزهء ذهن يكى بيش نيست . مطابق اين قاعده ، مفهوم 1 و 2 ( سياهى و سفيد ) را كه ادراك نموديم خود ماهيت بودند ؛ يعنى خود واقعيت خارج بودند ، زيرا ماهيت نشان‌دهندهء حقيقت خارجى است و با خارج عينيت دارد ( هر چه هستند همانند كه هستند ) ، اگر دوگانگى بود كه نمىتوانست ماهيت براى اشيا باشد ، ولى در عين حال كه خود واقعيت خارج مىباشند ، اين فرق را با واقعيت خارج دارند كه واقعيت خارج در ظل وجود عينى آثارى مستقل از ذهن و ادراك دارد ، ولى اين مهيت‌ها فاقد آن آثار مىباشند و فرق ميان مهيت و واقعيت خارجى همين است كه واقعيت ، آثار خارجى دارد ، ولى مهيت فاقد آن آثار است ، زيرا خواص و آثار خارجى از وجود خارجى هر ماهيت نشأت مىگيرد ، ولى ماهيت در ضمن وجود ذهنى جز اثر علمى و شناخت كنه آن شىء اثر ديگرى ندارد .