محمد باقر شريعتى سبزوارى
61
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
علم هر كسى به خود و به حالات نفسانى خود دوگونه است : يكى همان يافتن ابتدايى كه هر كسى از اوّل تكون و حدوث ، خودش از خودش پوشيده نيست و همچنين حالات نفسانى خودش از خودش پوشيده نيست و او همهء اينها را بدون وساطت تصوير ذهنى مىيابد و يكى ديگر تصوراتى كه به تدريج برايش پيدا مىشود ، زيرا قوهء مدركه همانطورى كه از اشياى خارجى صورتگيرى و تصويرسازى مىكند پس از مدتى كه از راه حواس و تهيه و جمعآورى صور اشياى خارجى قوى شد ، به سوى عالم درونى منعطف شده و از نفس و حالات نفسانى نيز صورى تهيه مىكند و همه آنها را با علم حصولى معلوم مىسازد . علىهذا نبايد ميان تصور « من » و تصور لذت و اندوه و اراده ، كه علم حصولى هستند ، و خود من و خود لذت و اندوه و اراده ، كه علم و معلوم حضورى هستند ، اشتباه كرد . در مقام تفكيك بهترين مثال همان كودك است : كودك لذت مىبرد ، رنج مىكشد ، اراده مىكند ، آن اراده و آن لذت و آن رنج از وى پوشيده نيستند و همچنين خودش از خودش پوشيده نيست ؛ يعنى واقعاً كودك ، خود و اراده و لذت و رنج خود را حضوراً شهود مىكند ، ولى چون هنوز دستگاه ذهن وى ضعيف است ، بلكه در ابتدا فاقد ذهن است ؛ تصورى از اين امور پيش خود ندارد ؛ يعنى با علم عادى معمولى ، كه همان علم حصولى است ، از خود و از اراده و لذت و اندوه خود خبر ندارد ، بعد كه به تدريج دستگاه ذهن وى به كار افتاد و با جمع و تهيه صور اشياى خارجى از راه حواس ، ذهنش قوى و غنى شد ، به خود رجوع مىكند و تصورى از « من » و تصورهايى از حالات نفسانى خود تهيه مىنمايد . ج ) شك و يقين ، و تصور و تصديق ، و خطا و صواب ، و حافظه و توجه ، تفكر ، تعقل و استدلال و تعبير لفظى و تفهيم و تفهم و فلسفه و علوم ، همه مربوط به علمهاى حصولى و به عبارت ديگر ، مربوط به عالم مخصوص ذهن است كه عالم صور اشياست و در مورد علمهاى حضورى هيچيك از مفاهيم بالا ، معنا و مفهوم ندارد . « 1 »
--> ( 1 ) . در خاتمه يادآورى مىكنيم كه دقت براى فهميدن حقيقت علم حضورى و فرق گذاشتن صحيح آن با علم حصولى ، مهمترين شرط لازم فهميدن حقيقت نظريهء بالا و يك سلسله نظريات ديگرى است كه فلاسفهء بزرگ در مباحث مربوط به تجرد نفس و اتحاد عاقل و معقول و وحدت جمعالجمعى نفس به ثبوت رسانيدهاند . حتى در ميان فلاسفه كمتر اتفاق مىافتد كه لغزشهايى در اين مورد حاصل نشده باشد ؛ تمرين و مطالعه و تعمق زيادى لازم است تا مطلب روشن شود ( استاد مطهرى )