محمد باقر شريعتى سبزوارى
55
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
و از مجموعهء ديدنىها ، شنيدنىها ، چشيدنىها و لمس نرمىها معلومات زيادى پيدا مىشود . كثرت آلات و ابزار حسى از يك طرف و تعدد احساسهاى جزئى از طرف ديگر كه در طول زمان بهواسطهء حالات و شرايط و حركات و كوششهاى مختلف كه انسان براى اغراض و غايات مختلف مىكند پيدا مىشود ، موجب مىشود كه صور محسوسهء زيادى در ذهن جمع شود . اين اجتماع و تراكم ادراكات حسى ، نفس را مستعد مىكندبراى پيدايش بديهيات تصورى و بديهيات تصديقى . پس از پيدايش بديهيات ، تكثر و ازدياد معلومات بهطور ديگرى آغاز مىشود به اين نحو كه ذهن آنها را با شكلها و صورتهاى مختلف تركيب مىكند و حدود و قياسات مىسازد و به انواع نتايج نايل مىشود و از اين راه علوم نظرى را كسب مىكندو قدرت تا بىنهايت جلو رفتن را پيدا مىكند . و خلاصه اينكه پيدايش بديهيات اوليهء كثير و فراوانى كه براى انسان حاصل مىگردد مستند است به كثرت آلات حسيه و كثرت احساسهاى جزئى ، و پيدايش و تكثر علوم نظرى مستند است به انواع تركيباتى كه در بديهيات صورت مىگيرد و البته در خصوص معلومات نظرى به حسب رابطهاى كه بين هر مقدّمه و نتيجهاش هست ترتب علّى و معلولى برقرار است . » « 1 » زيرا نتيجه ، معلول مقدّمات است . [ نقد برهان صدرالمتألهين ] پس برهان مزبور ، اين حكم را از راه رابطهاى كه يك سلسله از مدركات با محسوس
--> ( 1 ) . خوانندگان محترم آگاهند كه در مشاجرهء عظيم و طولانى حسيون و عقليون ، كه در مقدّمهء مقاله بيان شد ، تنهاراهى كه حسيون در مقام رد عقيدهء عقليون پيدا كردهاند ، همان راه آزمايش است كه اشاره شد ، ولى اين برهان و برهانى كه در مقالهء چهارم گذشت براى كسانى كه به اصول فلسفى آگاهند دليل قاطعى است بر نفى ادراكات فطرى به آن ترتيبى كه عقليون فرض كردهاند . نكتهاى كه لازم است تذكر داده شود اين است كه برهان مزبور تنها عقيدهء عقليون جديد را باطل مىكند ، اما نظريهء منسوب به افلاطون مبتنى بر وجود قبلى روح و مشاهدهء « مُثُل » با اين دليل قابل ابطال نيست . در مقام ردّ نظريهء افلاطون ادلهء ديگرى مبتنى بر حدوث نفس و مادى بودن ابتدايى آن موجود است كه در جاى خود مسطور و از حدود اين مقاله خارج است