محمد باقر شريعتى سبزوارى
41
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
حالا بايد ديد آيا تمام قضاوتها و حكومتهاى كلى و عمومى با دخالت تجربه و آزمايش صورت مىگيرد و يا آنكه پارهاى احكام و قضاوتها هست كه بدون هيچ عامل خارجى صورت مىگيرد ؛ يعنى تنها تصور موضوع و محمول براى قضاوت ذهن كافى است ؟ « 1 » و بر فرض اينكه ما تصديقاتى غير از تصديقات تجربى داشته باشيم ، آيا ابتدا آن تصديقات در ذهن وجود پيدا مىكند و سپس تصديقات تجربى يا آنكه كار به عكس است ؟ در ضمن اين مقاله خواهد آمد كه تصديقات تجربى مؤخر است از يك سلسله تصديقات غير تجربى و به علاوه توضيح داده خواهد شد كه اگر آن تصديقات غير تجربى را از ذهن بگيريم ، محال و ممتنع است كه ذهن از راه تجربه به تصديقى نايل شود . و تمام تصديقات تجربى متكى است به اصولى كه از غير راه تجربه ذهن آنها را تصديق كرده است و به عبارت ديگر ، اگر آن تصديقات ماقبل تجربه را از ذهن بگيريم ، بشر هيچگونه علمى به هيچ چيزى ، چه در مسائل طبيعى و چه در مسائل غير طبيعى ، نمىتواند داشته باشد ، وكاخ علم و معلومات بشر يك باره ويران مىشود ؛ يعنى ترديد يا انكار آن اصول غير تجربى ، مساوى با سوفسطايىگرى است . غالباً اين دو مطلب كه يكى مربوط به مبحث تصورات است و ديگرى مربوط به مبحث تصديقات ، با يكديگر اشتباه مىشود . علىهذا ما هر چند تصوراتى مقدّم بر تصورات احساسى نداريم ، ولى تصديقات زيادى مقدّم بر تصديقات تجربى داريم . بيان و توضيح بيشتر مطلب بالا با توجه به آنچه دانشمندان قديم و جديد در اين زمينه گفتهاند بعداً خواهد آمد . 2 . ما قبلًا نظريهء عقليون و نظريهء حسيون جديد اروپا را كاملًا شرح داديم و گفتيم كه عقليون بعضى از تصورات را ذاتى و فطرى عقل مىدانند و معتقدند كه آن تصورات هيچگونه استناد و ارتباطى به حس و محسوسات ندارد و همچنين نظريهء ارسطو و
--> ( 1 ) . بديهيات اوليهء تصديقيه به اصطلاح منطق