محمد باقر شريعتى سبزوارى

42

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

دانشمندان اسلامى را راجع به عقل و حس و رابطهء معقولات و محسوسات اجمالًا بيان كرديم و تذكر داديم كه نظريهء عقلى و نظريهء حسى به اين صورتى كه در قرون جديد مطرح شده بىسابقه است و مخصوصاً نظريهء عقلى كه مبتنى است بر اين‌كه بعضى از تصورات ، فطرى و ذاتى عقل و لازم لاينفك آن است كه ، اولين بار از طرف دكارت اظهار شد ، هيچ سابقه ندارد ، ولى بعضى از دانشمندان خيال كرده‌اند كه تمام كسانى كه به تصورات بديهى عقل قائلند ، آن تصورات را فطرى و ذاتى عقل مىدانند ولهذا بسيار ديده مىشود كه ارسطو و فارابى و ابن‌سينا را جزء عقليون ( به معناى مصطلح جديد كلمه ) به شمار مىآورند ، ولى اين گمان باطل است ، زيرا هيچ لزومى ندارد كه ما « بديهيات تصوريهء عقليه » را فطرى و ذاتى عقل بدانيم ؛ هيچ مانعى ندارد كه آن بديهيات به تدريج براى ذهن حاصل شوند و ذهن آن‌ها را از تصورات حسى انتزاع نمايد . ما عبارت صدرالمتألهين را راجع به اين‌كه تمام بديهيات اوليهء عقليه پس از پيدايش صور محسوسه براى ذهن حاصل مىشود قبلًا نقل كرديم و به تفصيل بيش‌ترى بعداً نقل خواهيم كرد و در متن مقاله ، كيفيت انتزاع آن بديهيات از صور محسوسه بيان خواهد شد . مرحوم فروغى در سير حكمت در اروپا همين اشتباه برايش رخ داده و خيال كرده است كه تمام كسانى كه به بديهيات اوليهء عقليه قائلند ، آن بديهيات را فطرى و ذاتى عقل مىدانند . مشارٌ إليه در جلد سوم سير حكمت در اروپا در مقدّمه‌اى كه بر فلسفهء فيخته « 1 » نوشته و نظريهء عقليون و حسيون را شرح داده است مىنويسد : « دكارت . . . مانند پيشينيان از اصحاب عقل مدعى شد كه بعضى معلومات ، و ادراك پاره‌اى از حقايق در نفس انسان سرشته شده و فطرى است و خاصيت عقل اوست و به حس و تجربه بستگى ندارد » . آن‌گاه در پاورقى توضيح مىدهد : « شبيه به آن‌چه دانشمندان ما به عقل بالملكه

--> ( 1 ) 1 . Fichte