محمد باقر شريعتى سبزوارى
349
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
اخلاقى ، آنچه را با واقعيتها در تصادم بوده حذف كرده و آنچه را ماندنى بوده نگه داشته است . دست كم يك ارزش مطلق اخلاقى وجود دارد كه مىتوان آن را به منزلهء معيارى عام براى خوب و بد بودن به كار گرفت و آن اين است كه ، هم آن كس كه هر چه را خودش خوب مىداند ، ولى بر وفق آن عمل نمىكند ، سزاوار سرزنش است و هم آن كس كه هر چه را بد مىداند ، بر وفق آن عمل مىكند . همهء ما در عمق ضميرمان به اين اصل معتقديم و امروزه ، رفتار پيشينيان را با اتكا به همين اصل ، محاكمه كرده ، مورد داورى قرار مىدهيم . بردگى را در گذشتهء تاريخ پليد نمىشماريم ، ولى برده نوازان را انسانهاى نيك مىدانيم . اگر كسى طلاق دادن را بد مىشمرده و با وجود آن زن را طلاق مىداده ملامتش مىكنيم . « اخلاقى بودن انسان » معنايى جز اين ندارد كه هر كارش همواره قابل ارزيابى و خوب و بد بودن است . حال ، اين اخلاقى بودن مصداق نمىيابد ، مگر اينكه انسان به ارزشهاى اخلاقى باور و پاىبندى داشته باشد . آن ارزشها نيز به چند ارزش مادر ، از قبيل عدالت و تقوا برمىگردند كه پيكرشان از هرگونه نسبيت فراختر است ، چرا كه انتخاب از ميان اين ارزشهاى مادر ، خود نيازمند داشتن اصلى انتخابگر است و اين اصل مىبايد كه خودش مقبول و مسلم باشد و نسبى هم نباشد . 10 . ماجراى پرنزاع تقابل هدف و وسيله نيز به گمان ما در پرتو مباحث گذشته به آسانى قابل حل است . در يك نظام ارزشى ، نه تنها هدفها ارزشىاند ، بلكه انتخاب وسيلهها نيز ارزشى است ؛ يعنى نه مىتوان خوبىِ هدفى را عقلًا اثبات كرد و نه خوبى وسيلهاى را . هر نظام ، خود معين مىكند كه براى حصول هدف چه وسايلى را مىپسندد و كدام وسايل را مجاز نمىشمارد ؛ به عبارت ديگر سؤال از اينكه « آيا هدف وسيله را مباح مىكند يا نه ؟ » سؤالى نيست كه بتوان جدا و بيرون از اعتبارات يك مكتب بدان پاسخ گفت . ممكن است در مكتبى انتخاب هر وسيلهاى براى رسيدن به هدف ، مجاز شمرده شود و در مكتب ديگر نه . انتخاب وسيله ، امرى اعتبارى است ، ازاينرو با دلايل حقيقى و عقلى قابل نقض و ابرام نيست .