محمد باقر شريعتى سبزوارى

347

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

خود سخنى غير واقع‌بينانه و غير اخلاقى است . آزادى مطلق و بىشرط - چنان‌كه بارها انديشمندان توضيح داده‌اند و از همه بهتر كانت حكيم آلمانى - به نفى آزادى مىانجامد . آزادى كامل ، هيچ‌گاه تحقق نمىپذيرد و كوشش براى ايجاد آن هميشه به شكست مىانجامد . بنابراين : 1 . نه به هر چه مىتوان كرد بايد فرمان داد و البته به هر چه نمىتوان كرد نمىبايد دعوت كرد . 2 . طبيعت و خلقت ، راهنماى اخلاقى ما در نشان دادن « نبايد » ها هستند ، اما « بايد » ها همواره از سرچشمه‌هاى ارزشى مستقل از واقعيت‌ها فرو مىريزند . 3 . كشف اين‌كه چه چيزى عقلًا يا عادتاً ناشدنى است ، كار علم و منطق است و بسيار اتفاق مىافتد كه امرى در ابتدا ممكن به نظر مىرسد ، اما آزمون‌ها و تلاش‌هاى مكرر ، ناشدنى بودن آن را مسلم مىسازد . 4 . نفى همهء ارزش‌ها و بايدها ، خلاف واقع‌بينى است و نظامى كه بر اين پايه استوار باشد تحقق و ايجادش ميسر نخواهد بود . 5 . علم ، ارزش نمىآفريند ، اما نظامات ارزشى را به‌ويژه در بحران‌هاى اخلاقى ، تصفيه و تهذيب مىكند . 6 . با دلايل عقلى و منطقى نمىتوان مبانى ايدئولوژىها را اثبات يا برترى يكى را بر ديگرى معين كرد ، اما با دلايل علمى و فلسفى ، واقع‌بين بودن ايدئولوژىها را مىتوان نشان داد و از اين طريق ، عملىتر بودن آن‌ها را نتيجه گرفت . 7 . كمك ديگرى كه علم به اخلاق مىكند اين است كه راه به كار بستن ارزش اخلاقى را نشان مىدهد . براى نمونه : هيچ كشف علمى در طب نمىتواند اثبات كند كه « بايد خودكشى كرد » ، اما اگر كسى به دليلى پذيرفته باشد كه « بايد خودكشى كند » دراين صورت ، طب ، راه‌هاى خودكشى را به او مىنماياند . در مورد تندرستى ، با هيچ كاوشى طبى نمىتوان به اين نتيجه رسيد كه « بايد بيماران را درمان كرد » و يا « بايد در بهداشت بدن كوشيد » . اكتشافات علمى ، همواره از زادن « بايدها و ارزش‌ها » عقيمند ، اما همين كه