محمد باقر شريعتى سبزوارى
345
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
از اين توصيفات مىتوانيم بياموزيم كه چه بايد نكنيم . تاكنون آموختهايم كه كشفهاى علمى هيچگاه نمىتواند اصول اخلاقى بيافرينند . از توافق با طبيعت نمىتوان درس اخلاق گرفت ، ولى از تصادم با طبيعت مىتوان بهرهء اخلاقى جست . علم و دانش اخلاق آفرين نيست ، ولى اخلاق كش است . پيشينيان هم اتفاق نظر داشتند كه ديوانه را اندرز نبايد داد ، چون انتظار پند پذيرى از ديوانه لغو و بيهوده است ؛ چنانكه از نظر علمى براى ما مسلم است كه بيماران مبتلا به هيپرتيروئيديسم ، يعنى كسانى كه ترشحات غدد تيروئيد آنها بيش از مقدار متعارف است ، به هيچ روى قادر به تسلط بر خشم خويشتن نيستند و دستور فرو خوردن خشم به آنان ، دستورى است كه همواره شكسته مىشود و ازاينرو دستورى غير اخلاقى است و غضب شديد آنها را نبايد حمل بر سوء اخلاق و عدم تقواى آنها بنماييم . همين كه علم ثابت كرد عملى امكانناپذير است ، بىگمان توقع داشتن انجام آن ، لغو و عبث خواهد بود . كشف دقايق و زواياى مكانيسمهاى روانى و اطلاع بر نهانىهاى رشد ذهن و شخصيت ، و تأثير اين اكتشافات بر روشهاى تعليم و تربيت ، از جلوههاى چشمگير انديشهاى است كه ما آن را « واقعبينى اخلاقى » نام كردهايم . پياژه و كوهلبرگ « 1 » ، دو روانشناس و روانكاو روزگار ما ، آراى بسيار نفيسى دربارهء چگونگى رشد شخصيت كودك دارند و مراحل متفاوت و متوالى دريافت و قضاوت اخلاقى طفل را عميق و وسيع بررسى نمودهاند ؛ براى نمونه ، پياژه فهميده است كه تا حدود هشت سالگى ، كودك در قضاوتهاى اخلاقى خود ، هيچگاه نسبت افراد را در نظر نمىگيرد ، بلكه تنها بر مبناى حجم خارجى كار ، داورى مىكند . اينگونه داورى ، ويژهء ساختمان ذهنى - روانى كودك است و جز با رشد بيشتر طفل ، تصحيح و اصلاح نمىشود و با هيچ نصيحتى عوض شدنى نمىباشد . از منتسكيو ، فيلسوف و جامعهشناس فرانسوى نقل مىكنند پيشينيان ، همواره از
--> ( 1 ) . J . piaget