محمد باقر شريعتى سبزوارى
34
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
خارجى يا داخلى از يك پديدهء خارجى يا از يك پديدهء نفسانى صورتگيرى نموده است و به عبارت ديگر ، تحقيق مىشود كه نه آنطورى كه عقليون فرض كردهاند عقل داراى آن خاصيت ذاتى است كه پارهاى از مفاهيم را از پيش خود و بدون وساطت و مداخلهء هيچ قوهء ديگرى ابداع نمايد و نه آنطورى كه حسيون پنداشتهاند كار عقل منحصر است به تجريد ، تعميم ، تجزيه و تركيب صورتهاى محسوسه ؛ بلكه قوهء مدركهء انسان يك فعاليت ديگرى نيز انجام مىدهد كه ما او را نوعى خاص از انتزاع مىناميم و در اين مقاله تحت عنوان « اعتبار » نام برده مىشود . و همين اعتبار يا انتزاع است كه بديهيات اوليهء تصوريهء منطق و غالب مفاهيم عامهء فلسفه را براى ذهن بشر به وجود آورده است و اين رشته مفاهيم انتزاعى از آن جهت مفاهيم عامه خوانده مىشوند كه كلىترين و عمومىترين تصوراتى است كه عارض ذهن بشر شده و كلىتر از اين تصورات ممكن نيست ؛ از قبيل تصور وجود و عدم ، وحدت و كثرت ، وجوب و امكان و امثال اينها . اين مفاهيم عامه به ترتيبى كه گفته خواهد شد از لحاظ پيدا شدن براى ذهن مؤخرند از مفاهيم « خاصه » و بالأخص از محسوسات خارجيه و از اين لحاظ در درجهء دوم قرار دارند ( معقولات ثانيه ) ، ولى از نظر منطقى « بديهى اولى » مىباشند ؛ يعنى از لحاظ فلسفى و روانشناسى در درجهء دومند و از لحاظ منطقى در درجهء اوّل . علاوه بر اين جهت ، در اين مقاله راه پيدايش يك سلسله تصورات ديگر كه بعضى از آنها نيز بديهى اولىاند و بعضى نه ؛ مانند مفهوم عليت ، معلوليت ، جوهر ، عرض و حكم - كه عموماً فلاسفه در بيان راه پيدايش اين تصورات يا ساكتند و يا متحير - بيان شده و در بيان اين راه از شهود نفسانى خاصى استفاده شده است كه معما را حل و اشكال را بر طرف مىكند ، توضيح اين مطالب به تدريج در ضمن خود مقاله خواهد آمد . تعيين حدود علم اين مسئله نيز به صورت و شكلى كه در قرون اخير ميان دانشمندان مطرح است كاملًا جديد و بىسابقه است و در نتيجه توجه خاصى است كه در قرون اخيره به عالم