محمد باقر شريعتى سبزوارى

337

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

ارتباط اعتباريات با حقايق مترتب به آن‌ها يا كيفيت ارتباط علوم مجعولهءانسان با خواص واقعى آن‌ها چنان‌كه در آغاز مقاله گفته شد ، گفتگوى ما در علوم اعتباريه در سه بخش مىباشد : 1 . كيفيت پيدايش علم اعتبارى از انسان ؛ 2 . كيفيت پيدايش كثرت در علوم اعتباريه ( انقسامات ) ؛ 3 . كيفيت ارتباط علوم اعتباريه با آثار واقعى و حقيقى ، يعنى با اعمال خارجى وجود انسان . انسان با پيمودن اين سه مرحله ، خود را به حقايق ، يعنى به خواص واقعى خود ارتباط داده و به عبارت ديگر علوم ساختهء خود را توسيط نموده و با حقايق كمالى خود استكمال مىورزد ؛ يعنى نخست علم حصولى پيدا كرده و دانش‌هاى اكتسابى را واسطهء رسيدن به حقايق عينى قرار داده و بدين وسيله در علم و عمل و اختراع به سوى تكامل پيش مىرود . بحث‌هايى كه تاكنون در اين مقاله انجام داده‌ايم به دو مرحلهء اولى از اين سه مرحله ارتباط داشت ، اينك مىخواهيم كم و بيش در مرحلهء سوم به اندازهء ظرفيت اين مقاله به گفتگو بپردازيم . مقدّمتاً نظريات زيرين را بايد در نظر گرفت : 1 . تا آن‌جاى جهان مادّه كه پاى مشاهده و آزمايش خود را رسانيده‌ايم و تا آن‌جا كه موجوداتى يافته‌ايم و بررسى كرده‌ايم ، هر موجودى در دايرهء هستى خود فعاليتى دارد و موجود غير فعال نداريم و اصل فعاليت و تحول ، بر عالم مادّه حكومت دارد . 2 . فعاليت هر موجودى مناسب و ملايم وجود خويش ( و به نفع هستى و بقاى خود ) مىباشد و ازاين‌روى موجودى را سراغ نداريم كه به سوى نابودى يا ضرر خود قدمى بردارد و اين نظريه البته نياز به توضيح دارد . در بحث‌هاى گذشته توضيح نسبتاً كافى در اين باب داده‌ايم . كرم ابريشم به گمان خود در راه كمال وجودى خود حركت مىكند .