محمد باقر شريعتى سبزوارى

305

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

ولى چيزى كه هست اين است ، كه اجتماع امروزهء ما با معلومات اعتبارى و اجتماعى تدريجاً و به مرور زمان به وجود آمده و ازاين‌روى ما مىتوانيم با سير قهقرا به عقب برگشته ، به سرچشمهء اصلى اين زاينده رود برسيم و اگر هم نرسيديم دست كم نزديك شويم ؛ چون هر چه عقب‌گرد كنيم به اعتباريات ساده‌تر و ابتدايىتر خواهيم رسيد . و هم‌چنين با كنجكاوى در اجتماع و افكار اجتماعى ملل غير مترقيه و عقب‌مانده ، كه اجتماعات و افكارى نسبتاً ساده دارند و يا بررسى اجتماعات ساير جانوران زنده ، معلوماتى به دست آوريم و خواهيم فهميد كه هر چه بشر متمدن‌تر شده است احتياجات بيشترى پيدا كرده و در نتيجه مقررات اعتبارى بيشترى وضع كرده است . و هم‌چنين در فعاليت‌هاى فكرى و عملى نوزادان خودمان دقّت كنيم و ريشه‌هاى سادهء افكار اجتماعى يا فطرى را تحصيل نماييم . وفاى به عهد ، پرهيز از دروغ ، حب و بغض ، ترس و اميد را به دست مىآوريم . پس از اين مقدّمه ، چنان‌كه گذشت ، خواهيم فهميد كه ساختن علوم اعتباريه معلول اقتضاى قواى فعالهء طبيعى و تكوينى انسان مىباشد و پر روشن است كه فعاليت اين قوا يا پاره‌اى از آن‌ها محدود و بسته به شرايط اجتماع نيست ؛ مثلًا انسان قواى مدركه ( عقل ) و هم‌چنين جهاز تغذى و غريزه گرسنگى خود را به كار خواهد انداخت ، خواه تنها باشد و خواه در ميان هزاران تن زندگى كند . آرى ، يك دسته از ادراكات اعتبارى ، بىفرض « اجتماع » و بدون وجود جامعه امكان‌پذير نيست ؛ مانند افكار مربوط به اجتماع از قبيل مسائل ازدواجى و تربيت اطفال و نظاير آن‌ها ؛ تشكيل مجلس شورا و قوهء قضائيه و مجريه . و از اين‌جا نتيجه گرفته مىشود كه اعتباريات با نخستين تقسيم به دو قسم منقسم مىشوند : 1 . اعتباريات پيش از اجتماع ؛ 2 . اعتباريات پس از اجتماع .