محمد باقر شريعتى سبزوارى
291
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
احساساتش مضاعف شود ، نه اينكه دو احساس داشته باشد : يكى مال آب و رنگ و ديگرى مال شخص مورد نظر . در مجاز و تعبيرات شاعرانه هم وضع بدين منوال است . وقتى حدّ يك شىء را به شىء ديگر مىدهد ، اصولًا در نظرش اين شىء زيباتر مىشود ؛ مثل رودكى كه براى امير سامانى آن شعرها را دربارهء بخارا سرود ، چنان وضع را در نظر او زيبا جلوه داد كه او را از جا كند . « 1 » اينها از معجزات فكر انسان است . « 2 » پس يك اشكالى كه به حرف آقاى طباطبائى وارد است اين است كه ، عالم اعتبار را به همهء موجودات زنده نمىشود تعميم داد . عالم اعتبار مخصوص انسان است ، آنهم به عقل عملى انسان مربوط مىشود نه عقل نظرى آن هم انسان متفكر نه كودك شيرخوار . « بايدها » ى ثابت و « بايدها » ى متغير : سپس مىگويند : اين « بايدها » و « نبايدها » را انسان براى رسيدن به يك سلسله مقصدها اعتبار كرده است و از آنجا كه مقاصد متغير است ، قهراً احكام هم متغير خواهد بود ، چون تا وقتى آن مقصد برقرار است اين « بايد » نيز هست . وقتى آن مقصد تغيير كرد ، قهراً آن « بايد » هم تغيير مىكند و بدين جهت ايشان بر اين باور است كه ادراكات اعتبارى بر خلاف ادراكات حقيقى ، ادراكات موقت و غير جاويدند . و نتيجه به اينجا مىرسد كه اخلاق و دستور نمىتواند جاويد باشد ، ولى اصول اعتبارات باقى است . علّامه
--> ( 1 ) . ر . ك : اصول فلسفه ، ج 2 ، ص 148 ( 2 ) . سؤال : آيا انعكاس شرطى پاولوف همين نيست ؟ جواب : نه ، اين نيست . انعكاس شرطى پاولوف نه مربوط به حرف مادىها در مورد ادراك مىشود كه مىخواهند فكر را به نحو مادى توجيه بكنند ، و نه به مسئلهء اعتباريات . او از يك امر قهرى كه براى انسان پيدا مىشود صحبت مىكند . مسئلهء تداعى معانى يا انعكاس شرطى يك مطلب است و مسئلهء اعتبار و مجاز مطلب ديگر . انعكاس شرطى معنايش اين است كه چيزى به دنبال چيز ديگر مىآيد ، ولى در اينجا توالى و به دنبال هم آمدن مطالب نيست ، بلكه چيزى را چيز ديگر مىبيند ؛ يعنى آن را به اين ضميمه مىكند و حدّ يك شىء را به شىء ديگر مىدهد ، نه اينكه تصورها پشت سر يكديگر مىآيند كه تداعى معانى است . اينجا وحدت دو شيئ و « اين ، آن است » مىباشد نه توالى چيزهاى گوناگون روضهها و مرثيهها كه باعث گريه مىشود از همين راه است ؛ يك تعبير شاعرانه مىكنند و احساساتى كه انسان راجع به آن مطلب دارد با احساساتى كه نسبت به اين مفهوم دارد يكى مىشود وباعث گريه مىشود