محمد باقر شريعتى سبزوارى
289
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
اشكال شهيد مطهرى مىفرمايد : يك خدشه يا توضيح و تفسيرى در اينجا وجود دارد ، و آن اينكه اين اصل استخدامى كه ايشان در مطلق جانداران قائل هستند ، قابل قبول نيست . ما هم در پاورقىهاى اصول فلسفه مطلب را طورى طرح كرديم كه چنين تعميمى در آن نبود . در انسان هم ، در همهء افعال اختيارىاش نيست ، در پارهاى از افعال اختيارى انسان ( يعنى آنهايى كه با فكر و انديشه انجام مىدهد ) صادق است . تنها در جايى كه مسئلهء بايد و نبايد و مفهوم حسن و قبح عقلى جريان دارد اين موضوع درست است ، ولى انسانى كه به مرحلهء رشد نرسيده باشد ؛ مثل كودكى كه شير مىخورد ، كارهايش به كارهاى طبيعى و غريزى شبيهتر است ، بلكه حقيقتاً هم غريزى است . حيوان ، علىرغم آنچه گفتهاند متحرك بالاراده است ، و اين مسامحه است ، بلكه بايد گفت متحرك بالميل است ، انسان رشد يافته ، متحرك بالاراده است . ميان اراده و عقل از يك طرف ارتباط است و ميان ميل و شهوات از طرف ديگر . ميل حالتى انفعالى است : حيوان يا انسان كه از روى ميل كارى را انجام مىدهد ، به هر اندازهاى كه تحت تأثير تمايل باشد ، و با ميل آن كار را بكند ، آگاهى و فكر و عقل و غير آن ، كنار مىرود و بيشتر حالت غير اختيارى پيدا مىكند ؛ مثلًا انسان وقتى غذايى را مىبيند ميل به آن پيدا مىكند و دست به سوى آن غذا مىبرد ، مثل اين است كه از بيرون ، رابطهاى با انسان برقرار شده است كه انسان را به سوى خودش مىكشاند . برعكس ، وقتى انسان كارى را با اراده انجام مىدهد ، افكار خودش را از بيرون مىبرد و از درون تصميم مىگيرد ؛ مثلًا اگر ميل به غذايى داشت ، با خودش حساب مىكند كه خوردن اين غذا چه عوارضى به بار خواهد آورد . با اينكه غذاى ديگر نامطلوبتر است با اراده به سوى آن دست دراز مىكند ، در صورتى كه ميل به غذاى ديگر داشت ، ولى باز اراده خود را جمع مىكند . اراده ، حالت « خود را از بيرون جمع كردن » دارد ، و لذا اراده مساوى است با آزادى . عقل و اراده ، انسان را از كشش ميلها آزاد و به خود متكى مىسازند و علىرغم ميل خودش با