محمد باقر شريعتى سبزوارى
28
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
ولى در عين حال سندى در دست نيست كه آيا ارسطو قسمت دوم نظريهء خويش را دربارهء جميع معلومات و معقولات داشته ؛ يعنى حتى آن قسمت از تصورات عقلى را ، كه در منطق خويش آنها را « بديهيات اوليه » خوانده ، از همين قبيل مىدانسته است و عقيده داشته كه بديهيات اوليهء عقليه نيز مسبوق به ادراكات جزئيهء حسيه است و يا آنكه آن عقيده را در خصوص ماديات و كليات كه منطبق به افراد مادى هستند داشته و اما بديهيات اوليه را معتقد بوده كه به تدريج خود به خود و بدون وساطت و دخالت ادراكات جزئى حسى براى عقل حاصل مىشود ؛ يعنى معتقد بوده كه عقل اين تصورات را از پيش خود ابداع مىنمايد ؟ و بالأخره اين قسمت مهم در نظريهء ارسطو تاريك است و روشن نيست و همين تاريكى موجب شده كه دانشمندان متحير شوند و نظريهء ارسطو را در باب عقل و حس ، مختلف تقرير كنند ؛ بعضى او را حسى بدانند و بعضى عقلى و بعضى او را در اين مسئله متهم به تذبذب كنند . ما در آخر اين مقدّمه در اين باره باز سخن خواهيم گفت . [ نظر ] حكماى اسلام اين دانشمندان غالباً از نظريهء ارسطو در باب « كيفيت حصول علم و معرفت » پيروى نمودهاند و هر دو قسمت نظريهء ارسطو را ، كه در بالا شرح داديم ، پذيرفتهاند ؛ يعنى از طرفى اعتراف دارند كه نفس انسان در حال كودكى در حال قوه و استعداد محض است و لوح بىنقشى است كه فقط استعداد پذيرفتن نقوش را دارد و بالفعل واجد هيچ معلوم و معقولى نيست و از طرف ديگر ، ادراكات جزئى حسى را مقدّم بر ادراكات كلى عقلى مىشمارند . به اضافهء اينكه آن قسمت مهم كه در نظريهء ارسطو تاريك و مبهم است در نظريهء دانشمندان اسلامى روشن است ، زيرا اين دانشمندان تصريح كردهاند كه تمام تصورات بديهيهء عقليه امورى انتزاعى هستند كه عقل آنها را از معانى حسيه انتزاع كرده است ، چيزى كه هست اين است كه فرق است بين انتزاع مفاهيم كلى كه منطبق به محسوسات مىشود ، از قبيل مفهوم انسان ، مفهوم اسب و مفهوم درخت و بين انتزاع