محمد باقر شريعتى سبزوارى
276
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
توضيح ندادهاند . به نظر شهيد مطهرى ، آن كسى كه از همه بيشتر در ميان حكماى ما در اين باره بحث كرده است ، آقاى طباطبائى در مقالهء ششم اصول فلسفه است و به قول شهيد مطهرى : قسمت آخر را پاورقى نزديم ( به حكم عجلهاى كه در كار بود ) و بعضى از قسمتهاى اين بحث براى ما قابل قبول نبود و نيست و به هر حال يك بحث بسيار اساسى و عميقى است . « 1 » مقدارى به درد فلسفه مىخورد كه انديشهسازى ذهن را ، بيان مىكند ، ولى بيشتر به درد علم اصول مىخورد . « 2 » ايشان ، انديشهها و فكرهاى اعتبارى و كيفيت پيدايش آنها را در آن مقاله مطرح كردند ، كه سزاوار كار وبحث و مناقشهء بيشتر است ؛ در اينجا ، خلاصهاى از آنكه مربوط به اين بحث است بيان مىگردد . سخن ايشان از اينجا شروع مىشود كه ، يكى از كارها و توانايىهاى ذهن اين است كه انديشههايى را كه از اشياى خارجى و عينى مىگيرد انديشهء حقيقى است ، چرا كه ذهن در گرفتن آنها قدرت اختراع ندارد ، ولى بر يك واقعيت ديگر آنها را منطبق مىكند ؛ يعنى حدّ يك شىء را بر شىء ديگر منطبق مىكند . به تعبير اصطلاحى و ادبى ، مجاز و تجوّز به خرج مىدهد . مجاز طبق نظر سكاكى اين نيست كه يك لفظ را برداريم و به معناى ديگرى به كار ببريم ؛ مثلًا لفظ شير را از معناى خودش منسلخ كنيم و در معناى يك فرد از افراد انسان ، كه شباهتى با آن داشته باشد ، ( رجلٌ شجاع ) به كار بريم ، بلكه مجاز نه تصرف در معنى است نه تصرف در
--> ( 1 ) . اين بحث بدون شك يك ابتكار خيلى با ارزشى است . نقصش فقط اين است كه ، اين يك مطلبى بوده كهايشان شخصاً به آن رسيدهاند و بعد هم فكر كردند و در آن پيش رفتند ، ولى آن را با كلمات قدماى خودمان مربوط نكردند كه معلوم شود ريشهء اين حرف در كلمات امثال شيخ در مورد عقل عملى و عقل نظرى چيست . اگر از حرفهاى آنها شروع مىكردند و بعد پيوند مىدادند با حرف خودشان بهتر بود ، و علت اينكه از كلمات فلاسفهء قديم اين مبحث قطع شده است ، اين است كه ايشان از علم اصول به اين مطلب رسيدند نه از فلسفه ، و اولين الهامبخش ايشان هم حرفهاى مرحوم حاج شيخ محمدحسين اصفهانى بوده است در باب اعتباريات ، كه ايشان دنبالش را گرفتهاند و رفتهاند تا اينجا ، لذا آن را با حرفهاى فلاسفه ارتباط ندادهاند . ر . ك : مجموعه آثار ، ج 2 ، ص 190 ، پاورقى ( 2 ) . همان