محمد باقر شريعتى سبزوارى
272
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
مىباشند و از جهت ثبات و تغيير و بقا و احساسات نيز دو گونه هستند : احساسات عمومى لازم نوعيت نوع و تابع ساختمان طبيعى ، چون اراده و كراهت مطلق و مطلق حبّ و بغض ؛ و احساسات خصوصِىِ قابل تبدل و تغيير . ازاينروى بايد گفت اعتباريات عملى نيز دو قسم هستند : 1 . اعتباريات عمومى ثابت غير متغير ، مانند اعتبار متابعت علم واعتبار اجتماع و اختصاص ( چنانكه بيان خواهيم نمود ) ؛ 2 . اعتباريات خصوصىِ قابل تغيير ، مانند زشت و زيبايىهاى خصوصى و اشكال گوناگون اجتماعات . انسان مىتواند كه هر سبك اجتماعى را كه روزى خوب شمرده روز ديگر بد بشمارد ، ولى نمىتواند از اصل اجتماع صرف نظر نموده و يا اصل خوبى و بدى را فراموش نمايد . پس اعتباريات عملى بر دو قسمند : اعتباريات ثابته كه انسان از ساختن آنها ناگزير است ؛ و اعتباريات متغيره . آنچه بيانات گذشته تا كنون نتيجه داده اين است : انسان يا هر جانور زنده ميان خود ( قواى فعاله ) و ميان حركات حقيقى و خواص و افعال اختيارى خود اجمالًا يك سلسله ادراكات و علومى را ساخته و توسيط مىنمايد . ولى آيا آنها را چگونه ساخته ؟ و آنها چه انقسامات و احكامى دارند ؟ و آنها چگونه با خواص و افعال حقيقى انسان ارتباط پيدا مىكنند ؟ پرسشهايى هستند كه هنوز پاسخ تفصيلى آنها داده نشده ، اگر چه شالودهء سخن در بيان گذشته ريخته شده . گفته شد كه ادراكات اعتبارى از روى اعتبارات حقيقى ساخته مىشود . با اضافاتى كه از ساير كتابهاى شهيد مطهرى بيان مىداريم ، جوهرهء مطلب روشن ، و پاسخ پرسشها داده خواهد شد .