محمد باقر شريعتى سبزوارى

273

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

تفكيك اعتباريات از حقايق به جهت اهميت و نقش اين تفكيك در حيات معقول و شيوهء كاربردهاى عقلانى انسان ، فشرده‌اى از ديدگاه‌هاى استاد شهيد مطهرى را با تحريرى تازه مىآوريم تا شرح و نقدى باشد براى اين بخش از اصول فلسفه ( مقالهء اعتباريات ) كه علّامه شهيد به عللى پاورقى نزده است . در تعريف حقيقت مىگويند : حقيقت يك سلسله اصول نظرى است ، چنان‌كه اخلاق ، كه نوعى از اعتباريات است ، عبارت است از : اصل‌هاى عملى ؛ به عبارت ديگر اخلاقيات در مقولهء حكمت عملى داخل مىشوند ، ولى حقايق از قلمرو حكمت نظرىاند ، چون حكمت نظرى حقايق را آن‌چنان‌كه هستند و يا بوده‌اند بيان مىكند ؛ در واقع واقعيت عينى و خارجى را ، بدان‌گونه كه هست ، نشان مىدهد ، ولى حكمت عملى محدود به انسان و رفتار اوست ؛ يعنى انسان چگونه بايد رفتار كند و چگونه نبايد رفتار نمايد . ماهيت حكمت عملى ماهيتى انشايى است ، ولى ماهيت حكمت نظرى اخبارى ؛ يعنى از واقعيت و نفس الأمر حكايت مىكند و ملاك صدق و كذب آن مطابقت با واقع و نفس الأمر و عدم تطابق آن مىباشد . به قول شهيد مطهرى : در كتاب‌هاى ما به قدر كافى درباره تفاوت عقل عملى و نظرى بحث نشده است آن‌چه بحث شده جنبهء روان‌شناسى دارد ؛ گفته‌اند : در انسان دو قوه وجود دارد : يكى به نام عقل نظرى ، و ديگرى به نام عقل عملى ، بعد گفته‌اند : عقل نظرى عبارت است از : قوه‌اى كه در نفس انسان موجود است كه