محمد باقر شريعتى سبزوارى

237

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

غير فلاسفه در قديم و جديد شده است كه به بعضى از آن‌ها اجمالًا اشاره خواهيم كرد . آن‌چه به نحو اختصار در اين‌جا ذكر مىكنيم خوانندهء محترم حدس خواهد زد كه تحقيق مفصل اين مبحث منطقى در خور يك رسالهء مستقلى است ، ولى توضيحات ذيل با همهء اختصار با اتكا به قسمت‌هايى كه در مقالهء 5 گذشت سر رشتهء مطلب را به دست خوانندهء محترم خواهد داد . اين توضيحات را در چهار قسمت بيان مىكنيم : 1 . ارتباط توليدى يعنى چه ؟ 2 . افكار و ادراكات حقيقى چگونه با يك‌ديگر ارتباط توليدى پيدا مىكنند ؟ 3 . چرا افكار و ادراكات اعتبارى نمىتوانند با افكار و ادراكات حقيقى ارتباط توليدى پيدا كنند ؟ 4 . طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست ؟ ارتباط توليدى يعنى چه ؟ عالىترين و در عين حال شگفت‌انگيزترين فعاليت‌هاى ذهنى همان است كه به حسب اصطلاحات منطقى « فكر » ناميده شده است . فعاليت فكرى اين است كه ذهن براى آن‌كه مطلبى را كه بر وى مجهول است بر خويش معلوم سازد ، معلومات و اطلاعات قبلى خود را وسيله مىسازد ؛ يعنى آن‌ها را به طرز مخصوصى تجزيه و تأليف و تحليل و تركيب مىكند تا بالأخره آن مجهول را تبديل به معلوم مىسازد . اطلاعات و معلومات قبلى ذهن به منزلهء « سرمايهء » كار وى به شمار مىرود كه در آن‌ها عمل مىكند و از آن‌ها سود مىبرد و بر مقدار اصلى مىافزايد . البته در اين‌كه حدود كاميابى ذهن در اين فعاليت چه قدر است و تا چه اندازه ذهن مىتواند با استفاده از معلومات و اطلاعات خود به كشف جديد نايل شود و يا اين‌كه در هر فكرى چه اندازه سرمايهء اصلى لازم است و خود آن سرمايه‌ها از كجا و از چه راه به دست مىآيد و هم در اين‌كه طرز سلوك و رفتار و قوانين اصلى اين جنبش و فعاليت چيست ، اختلاف نظرهايى بوده و هست و همين اختلاف نظرهاست كه روش‌هاى مختلف منطقى را