محمد باقر شريعتى سبزوارى
238
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
به وجود آورده است ، ولى در اصل موضوع ، كه ذهن يك نوع فعاليتى مىكند و در آن فعاليت معلومات و اطلاعات قبلى را وسيله قرار داده مجهولى را تبديل به معلوم مىسازد ، بين منطقيين يا فلاسفه يا روانشناسان اختلافى نيست و حتى حسى مسلكترين علما نيز اذعان دارند كه وصول ذهن به يك قانون تجربى علاوه بر مشاهدهء مستقيم و آزمايش عملى نيازمند به فعاليت ويژهء فكرى بر اساس استفاده از معلومات و اطلاعات قبلى است . ذهن به وسيلهء فعاليت فكرى پيشروى مىكند ؛ يعنى مجهولى را تبديل به معلوم مىسازد و از اين راه بر معلومات خويش مىافزايد ، و ممكن است اين پيشروى ، ادامه پيدا كند . و چنانكه دانستيم اين پيش روى به خودى خود انجام نگرفته و ابداعى محض نيست ، بلكه در نتيجهء تصرف و مورد استفاده قرار دادن معلومات و اطلاعات قبلى ذهن است و در حقيقت همان معلومات و ادراكات قبلى است كه باعث اين پيشروى و موجد و پديدآورندهء اين ادراك جديد است ، و از اين جهت است كه افكار و ادراكات جديدى كه به وسيلهء عمل تفكر براى ذهن حاصل مىشود همواره از نوع همان معلومات و اطلاعات قبلى است و بين آنها سنخيت برقرار است . پس همانطورى كه در متن مقالهء 5 گذشت ، « بستگى و رابطهء معلومات و اطلاعات قبلى با نتيجهء جديد ، كه بهواسطهء عمل تفكر از آنها به دست آمده ، « به توالد و بارآورى مادى » خالى از شباهت نيست » . رابطهء توليدى كه در بالا نام برده شد ناظر به همين مطلب است ؛ يعنى عبارت است از : علاقهاى شبيه توالد و پدر و فرزندى كه بهواسطهء عمل تفكر ( طبق اصول و قوانين منطق ) بين بعضى از ادراكات با بعضى ديگر برقرار مىشود . ادراكات حقيقى چگونه ارتباط توليدى پيدا مىكنند ؟ دانستن اينكه ادراكات حقيقى چگونه ارتباط توليدى پيدا مىكنند موقوف بر اين است كه بدانيم ذهن هنگامى كه در تكاپو و جنبش است و مىخواهد مجهولى را بر خويش معلوم سازد واقعاً چه مىخواهد ؟ و آن چيزى كه به دست آوردن آن چيز موجب تبديل مجهول به معلوم مىشود چيست ؟ ذهن تحت تأثير غريزهء حقيقتجويى يا عامل ديگر دو مفهوم را با