محمد باقر شريعتى سبزوارى
200
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
مفهوم اعتباريات قبل از هر چيز بايد « ادراكات اعتبارى » از نظر فلسفى روشن سازيم و سپس مسائل آن را مورد بحث و تحليل قرار دهيم . كلمهء « اعتبارى » چنانكه از مفهوم ظاهرى آن پيداست ، در مقابل « واقعى » و يا « حقيقى » قرار دارد و در دو معناى مختلف به كار مىرود : يكم - اعتبارات در علوم اجتماعى علوم اجتماعى ، قوانين جزائى و مدنى از سنخ امور اعتبارى محسوب مىشوند . مسائلى چون زوجيت و ملكيت از اعتباريات مىباشد . بنابراين اعتباريات يك سلسله امورى هستند كه عقلاى بشر از قديم تاكنون براى جلوگيرى از هرج و مرجها و نابهسامانىها و يا تأمين امنيت و بهزيستى و ايجاد وحدت و زندگى مسالمتآميز وضع و تشريع نمودهاند . كتابهاى قانون ، مانند قراردادهاى اجتماعى ژان ژاك روسو و يا منشور سازمان ملل و ساير پيمانها و قراردادهاى بينالمللى به همين منظور نگارش يافتهاند . اين نوع قراردادها چون از اعتباريات به حساب مىآيند طبعاً در اختيار انسانند ؛ هر گاه احساس نياز نمايد آنها را وضع مىكند و در هر زمان كه بخواهد باطل و ملغا مىسازد . به همين دليل است كه ملتها در قوانين اساسى خود تجديد نظر مىكنند و يا احياناً به كلى آنها را از درجهء اعتبار مىاندازند و قانون اساسى جديدى مدوّن و مصوّب مىسازند ؛ به عبارت ديگر امور قراردادى و جعلى ، نوعى مسائل