محمد باقر شريعتى سبزوارى
196
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
اين دانشمندان از مطالعات خود كردهاند مورد تجزيه و تحليل و انتقاد قرار دهيم . همچنانكه از عبارت فوق استفاده مىشود اين دانشمندان اين نظريه را بيشتر از مطالعهء اخلاق و عادات و آداب و سنن مختلف مردمان پيدا كردهاند ، زيرا در مطالعات خود برخوردهاند كه طرز افكار و عقايد هر ملتى متناسب است با احتياجات و شرايط مخصوص زندگانى آنها و نيز دريافتهاند كه با تغيير احتياجات و شرايط زندگى ، طرز فكر و عقايد افراد يا جماعات فرق مىكند و از طرف ديگر اين دانشمندان همهء افكار و ادراكات را يك جور و مانند هم پنداشتهاند ، ناچار استنباط كردهاند كه بهطور كلى عقل و ادراكات تابع احتياجات حياتى است . چنين به نظر مىرسد كه با تفكيك و تميزى كه ما اكنون در اين مقاله بين ادراكات حقيقى يا « حقايق » و ادراكات اعتبارى يا « اعتباريات » مىدهيم و افكار و معتقداتى را كه بيشتر مورد مطالعهء آن دانشمندان بوده ؛ يعنى همان اعتباريات كه دستخوش تعبير و تبديل است ، مشخص مىكنيم ، اين سوء استنباط خود به خود از بين مىرود و مشكل حل مىشود . و اما آنچه در مورد خصوص اصل « امتناع تناقض » كه از « حقايق » است گفته شده ، يك اشتباه ديگرى است ، زيرا اوّلًا ، فرضاً « توتميّه » يا دسته و طبقهء ديگر خودشان را هم كلاغ و هم حيوان مىدانند ، ربطى به اصل امتناع تناقض ندارد . ثانياً ، از يك نكتهء ديگر نبايد غفلت كرد و آن اينكه گاهى ذهن حكمى مىكند و به سرعت از آن حكم اعراض و به ضد يا نقيض آن حكم مىگرايد و از اين حكم دومى نيز اعراض مىكند و براى بار دوم به حكم اول مىگرايد و همچنين . . . و شخص مىپندارد كه در آن واحد ذهن دو حكم متناقض نموده است و اين حالت براى اذهان بسيط و ساده كه قدرت استدلال منطقى ندارند ، زياد دست مىدهد و ذهن هر اندازه از لحاظ منطقى مجهزتر بوده باشد در احكام خود ثابتتر و راسختر است . ذهن مادامى كه قدرت استدلال منطقى پيدا نكرده روى تلقين يا تداعى معانى يا چيز ديگر احكام و تصديقاتى مىكند كه مىتوان آنها را يك نوع سبق ذهن دانست . اين قبيل احكام به سرعت تغيير و تبديل پيدا مىكنند و جاى خود را به يكديگر مىدهند ؛ مثلًا طفل كه تحت تأثير تلقينات پدر و مادر است به آنچه آنها مىگويند گرايش مىكند و لهذا اگر پدر به او