محمد باقر شريعتى سبزوارى
195
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
در پيدايش يك رشته تصورات و دخالت وجدان را در پيدايش يك رشته تصورات ديگر و دخالت « حمل » يا « حكم » را در پيدايش تصورات عمومى و دخالت قوّهء عاقله را در تعميم تصورات جزئى كه از راه حس يا راه ديگر حاصل مىشود و همچنين دخالت تجربه را در پيدايش يك رشته احكام و تصديقات و دخالت مستقيم و بلاواسطهء عقل را در پيدايش يك رشته احكام و تصديقات ديگر ، كه به نام « بديهيات اوليه » يا « اصول و مبادى عقليه » مىخوانديم ، بيان كرديم و نتيجهاى كه از آن مقاله گرفتيم اين بود كه علم بشر محصول همكارى حس و عقل است و ما در آن مقاله بين تصورات مقدّم بر حس و تصديقات مقدّم بر تجربه فرق گذاشتيم . بنابراين در اين قسمت ، ما موافق نظريهء بالا هستيم ؛ ولى با بيان مخصوصى كه در مقالهء 5 شرح داديم و از تكرار آن بىنيازيم . در قسمت دوم نيز نظريهء موافق داريم . اين نظريه كموبيش از زمان ارسطو رايج بوده و ابنسينا به بهترين وجهى آن را توضيح داده ، ولى مطابق نظريهء ارسطو و ابنسينا نفس از آغاز جوهرى است مستقل از بدن ، و ادراكات عقلانى كه براى وى به تدريج پيدا مىشود به منزلهء اوصاف و عوارض يا نقشهايى است كه وى را عارض مىشود . كاملترين و جامعترين نظريهء « تكامل تدريجى عقل و معقولات » نظريهء محكم و برهانى صدرالمتألهين است كه از طرفى نفس را در آغاز ، امرى مادى و جسمانى مىداند كه به تدريج كمال جوهرى حاصل مىكند و به مرتبهء حس و خيال و سپس به مرتبهء عقل مىرسد و از طرف ديگر عقل و عاقل و معقول را متحد مىداند . مطابق اين نظريه ، نه نفس در آغاز جوهرى است مستقل از بدن و نه ادراكات عقلانى نقشها و عوارض و اوصافى است براى نفس . مطابق اين نظريه پيدايش تدريجى معقولات عين تكوّن تدريجى كمالى عقل و عاقله است . بنابراين عقل و ادراكات عقلانى به تدريج تكوّن پيدا مىكند و از اول ، ساختمان پرداخته و كاملى ندارد . اختلاف نظر ما با نظريهء فلاسفه و روانشناسان جديد در قسمت سوم است . ما با كمال احترامى كه نسبت به مطالعات و مشاهدات و تجربيات اين دانشمندان قائليم و كمال قدردانى كه از زحمات اين دانشمندان در اين باره مىنماييم ، به خود حق مىدهيم كه استنباطى را كه