محمد باقر شريعتى سبزوارى

164

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

ج ) تغيير و حركت همواره به حالت يك‌نواخت نيست ، لحظاتى فرا مىرسد كه اين تغييرات تدريجى حالت شديد و انقلابى به خود مىگيرد و منجر به تغيير در كيفيت مىشود . استالين مىگويد : « ديالكتيك بر خلاف متافيزيك سير تكاملى را يك جريان سادهء نشو و نما ، كه در آن تغييرات كمّى منجر به تغييرات كيفى نشود ، نمىداند ، بلكه تكامل را از تغييرات كم اهميت و پنهانى كمّى مىداند كه به تغييرات كيفى آشكار و اساسى منتهى مىگردد . » اين اصل معمولًا به نام « اصل جهش » خوانده مىشود . د ) حركت تكاملى اشيا در نتيجهء تناقضات و تضادهايى كه در داخل اشيا وجود دارد صورت مىگيرد . استالين مىگويد : « متد ديالكتيك بر آن است كه جريان تكامل پست به عالى ، نتيجهء تكامل و توسعه هم‌آهنگ پديده‌ها نبوده ، بلكه بر عكس در اثر بروز تضادهاى داخلى اشيا و پديده‌ها و در طى يك « مبارزه » بين تمايلات متضاد كه براساس آن تضادها قرار گرفته است انجام مىگيرد . » ژرژ پوليستر در اصول مقدّماتى فلسفه مىگويد : « نه تنها امور به يك‌ديگر تبديل مىشوند ، بلكه هيچ امرى به تنهايى و همان‌كه هست نمىماند و عبارت از چيزى خواهد بود كه شامل ضد خودش نيز هست و هر چيز آبستن ضد خود مىباشد . امور عالم در عين حال هم خود و هم ضد خود مىباشند . . . تغيير و تحول امور از آن جهت است كه داراى تضاد مىباشند و تحول از آن جهت دست مىدهد كه هيچ چيز با خود سازگار نيست . تخمى كه در زير مرغ است در داخل خود دو قوه دارد : يكى آن‌كه مىخواهد تخم را به حالت خود نگه دارد ، ديگر آن‌كه مىخواهد تخم را تبديل به جوجه كند ، ازاين‌رو تخم با خودش سازگار نيست . . . چيزى كه از نفى مشتق مىشود حالت اثبات پيدا مىكند . جوجه ، اثباتى است كه از نفى تخم ، خارج مىشود . اين يكى از مراحل تكامل است . مرغ از تغيير جوجه به وجود مىآيد و در خلال اين تحول بين قوايى كه مىخواهند جوجه را به همين حال نگه دارند و قوايى كه مىخواهند جوجه را به مرغ تبديل كنند كشمكش است . مرغ ، نفى جوجه است و جوجه به نوبهء خود محصول نفى تخم مىباشد . پس مرغ ، نفى در نفى است و اين شيوهء عمومى ديالكتيكى است : 1 . اثبات كه « تز » نام دارد ( حكم ) ؛