محمد باقر شريعتى سبزوارى
165
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
2 . نفى : « آنتى تز » ( ضد حكم ) ؛ 3 . نفى در نفى : « سنتز » . اين اصل معمولًا به نام « اصل تضاد » يا « اصل مبارزهء اضداد » خوانده مىشود . [ نقد تئورى ماترياليستى ادراكات ] همانطورى كه گفته شد تئورى فلسفى ماترياليسم ديالكتيك براساس ماديت و نفى وجود ماوراى مادى قرار دارد و طرز تفكر منطقى وى براساس اصول چهارگانهء فوق مىباشد . ما در اين مقاله ، كه افكار و ادراكات و كيفيت پيدايش تكثر در ادراكات را مورد تجزيه و تحليل قرار دادهايم ، از موضوع بحث خارج نشده وارد انتقاد تئورى ماترياليستى و بحث در اطراف اصول چهارگانهء ديالكتيك نمىشويم . آنچه مربوط به تئورى كلى فلسفى است به طور مشروح در مقالهء 14 و آنچه مربوط به توجيه قوانين كلى و اصول عمومى حاكم بر طبيعت است در مقالهء 10 بيان خواهيم كرد . هر يك از اصول چهارگانهء ديالكتيك كم و بيش از قديم و جديد در مقام توجيه قوانين عمومى طبيعت طرفدارانى داشته و دارد و بعضى از آن اصول با قطع نظر از نقطههاى ضعفى كه در منطق ماديين است قابل قبول است . و ما مفصلًا در مقالهء 10 در اين خصوص گفتگو خواهيم كرد . آنچه مربوط به اين مقاله است كه در متن بيان شده ، عقايد و نظرياتى است كه طرفداران ماترياليسم ديالكتيك روى اصول چهارگانهء فوق و روى تئورى ماترياليستى خود دربارهء « ادراكات » و « افكار » اظهار داشتهاند . در اينجاست كه منطق ماديين يك منظرهء عجيب و وضع مخصوص به خودى پيدا مىكند . اصول كلى آن عقايد از اين قرار است : الف ) هيچ چيز خودش خودش نيست ، هر چيز خودش غير خودش است . اگر بگوييم : « الف ، الف است و غير الف نيست » غلط است ، زيرا اين طرز فكر از يك سو از آنجا سرچشمه مىگيرد كه اشيا را از يكديگر جدا و بىرابطه فرض كنيم ، ولى مطابق اصل اوّل ديالكتيك هيچ چيزى ( نه در خارج و نه در فكر ) ماهيتى جدا از ماهيت ساير اشيا ندارد ؛ ماهيت هر چيزى مجموعهء ارتباطات متقابل آن شىء است با ساير اشيا و از طرف ديگر