محمد باقر شريعتى سبزوارى

143

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

اصول كلى در همهء موارد استعمال مىشود و ذهن مانند يك دستگاه خودكار از آن اصول استفاده مىكند ، شخص مىپندارد كه تنها با عامل مشاهده و تجربه از جزئى به كلى و از دانى به عالى سير كرده و قوس صعود را طى نموده است و حال آن‌كه اين سير و صعود با كمك اصول كلىترى صورت گرفته است . [ اصل امتناع صدفه و اصل سنخيت بىعلت و معلول ] در احكام تجربى اصول عقلانى زيادى شركت مىكنند . عمده اصول عقلانى كه هر تجربه‌اى متكى به آن است دو اصل است : يكى اصل امتناع صدفه و اتفاق . ذهن روى اين اصل مىداند كه هيچ حادثه‌اى بدون علت وقوع پيدا نمىكند و از اين راه اجمالًا به وجود علت براى هر حادثه‌اى يقين دارد . اين اصل ، بديهى اولى است و به تجربه بستگى ندارد و يكى اصل سنخيت بين علت و معلول ؛ يعنى همواره از هر علت معيّن معلول معين صادر مىشود . اين اصل از اصل امتناع تناقض نتيجه مىشود و به تجربه بستگى ندارد . به قول معروف : « گندم از گندم برويد جو ز جو » . ذهن پس از آن‌كه اين دو اصل را پذيرفت مىتواند از تجربيات خود نتيجه بگيرد ، زيرا تجربه كوشش مىكند كه رابطهء بين دو حادثهء جزئى را در يابد و عليت يك حادثه‌اى را براى حادثهء ديگر به دست آورد و چون ذهن اذعان دارد كه صدفه محال است و هيچ حادثه بدون علت نيست ، قهراً اذعان مىكند كه حادثهء مورد نظر بلا علت نيست ، آن‌گاه با روش‌هاى مخصوص كه علماى تجربى عملًا در آزمايش‌هاى خود به‌كار مىبرند علت واقعى آن حادثه را به دست مىآورد . ( علماى تجربى از قبيل فرانسيس بيكن « 1 » و استوارت ميل « 2 » دستورهاى علمى سودمندى براى طرز آزمايش و به دست آوردن علت حقيقى هر حادثه پيشنهاد كرده‌اند . آن دستورها مورد استفادهء دانشمندان علوم طبيعى واقع شده و اگر آن روش‌ها در عمل رعايت نشود آزمايش نتيجه نمىدهد ، ولى خوانندهء محترم مىداند كه صحت هر

--> ( 1 ) 1 . FrancisBacoin ( 2 ) 2 . StuartMill