محمد باقر شريعتى سبزوارى
14
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
سوم - مرحوم طبرى ، كه از مغزهاى متفكر فلسفهء مادى بود ، در زندان رجايىشهر در ملاقاتى كه با او داشتم ، فرمودند : بنده هدايت خود را مرهون اصول فلسفه و روش رئاليسم مىدانم . روشى كه در تنظيم و پيوست پاورقىها با متن به كار بردهايد ، بسيار مطلوب و پسنديده است . خوانندگان مىتوانند اين كتاب را خودآموز فلسفه بينگارند و از آن بهترين بهره را بگيرند و بدون استاد ، دانش فلسفه را بياموزند . چهارم - فقيه و فيلسوف والامقام ديگرى ، كه به جهاتى از ذكر نامشان عذر مىخواهم ، فرمودند : با اين شيوهاى كه در نگارش اتخاذ كردهايد اين مجموعه مقالات را از قفسهء كتابخانهها به صحنهء مطالعهء پژوهشگران علوم عقلى كشانيدهايد و خدمت شايستهاى انجام دادهايد . پنجم - يكى از رجال سياسى و فرهنگى هم اين عمل را ستود و پيشنهاد كرد كه بهجاى تفسيرى بر اصول فلسفه ، از واژهء تحرير استفاده كنم كه پذيرفته شد . همين محبّتها و تشويقهاى حضورى سروران دانشور است كه مشكلات تأليف و مرارتهاى تحقيق و پژوهش را بر كام مؤلف شيرين مىگرداند ، و گرنه با كمال اسف ، بدون داشتن سود مادى موازى با رنج تحقيق ، بالعيان مىبينيم دانش مردان را در اين روزگار به بهايى نمىخرند و هنرمندان راستين قدر نبينند و بىهنران بر صدر نشينند . تا كى بايد ، پژوهندگان دانش ، به خصوص آنان كه در مسائل الهى و عقلانى متوغّلند ، مهجور و مظلوم باشند و در عوض افرادى تحت عناوين ورزش و يا هنر و . . . در عصر ما از قرب و منزلت غيرعادى بهرهور باشند ولى بازار علم و تحقيق و قلم راكد و بىرونق باشد ! البته كسى منكر افتخارآفرينىهاى ورزشكاران و هنرمندان متعهد نيست ، اما انتظار آن است كه آحاد جامعه و مسئولان بلندپايه ، نيمنگاهى نيز به مؤلفان كتابهاى علمى و مذهبى بكنند و با هر كدام از ارزشهاى علمى و اجتماعى برخورد عادلانه داشته باشند . دستكم وزارت ارشاد از آن دسته كتابهاى ارزندهاى كه در گذشته قدردانى نشده است ، امروز قدردانى كند . شگفتا ! مؤسسات دولتى از خريد كتابى كه مؤلف آن ، بيست سال در يك موضوع اعتقادى رنج كشيده ، سر باز مىزنند و پاى ديوان محاسبات را پيش مىكشند ، اما در تقديم جوايز و هدايا به