محمد باقر شريعتى سبزوارى

15

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

ورزشكاران و هنرمندان و گروه اركستر از دادن مبالغ نجومى ابايى ندارند و در كمّ و كيف هدايا با يكديگر به رقابت مىپردازند و از حساب و كتاب اخروى واهمه نمىكنند . افراط در ارزش‌گذارى عملى و زبانى دربارهء برخى امور كم‌ارزش و بىتفاوتى در برابر ارزش‌هاى علمى و دينى ، فاجعه است . زندگى مادى ورزشكار و هنرمند را چنان تأمين مىكنند كه براى هفت نسل بعد از آنان نيز كفايت مىكند ؛ اما علّامهء طباطبائى ، فقيه ، فيلسوف و مفسر خبير ، بايد بيشتر عمر خود را در خانهء استيجارى بگذراند و علّامه شعرانى ، استاد علوم عقلى و نقلى و نيز علّامهء شهيد ، متفكر اسلامى مطهرى ، به جهت فقر و مضيقهء مالى مجبور شوند از قم به تهران هجرت كنند . فاعتبروا يا أولى الأبصار . اسفبارتر از همه ، زندگى علّامهء شهير محمدتقى جعفرى قدس سره بود كه شاگردانش اظهار مىداشتند استاد گاهى به قدرى در تنگناى مادى قرار مىگرفت كه اغلب اوقات ، از شاگردان خود پول قرض مىكرد تا شامى تهيه كند . پس از انقلاب هم ديديم كه در خانهء نيم‌ساخته ساكن بود تا به جوار رحمت حق پيوست . صحيح است كه عظمت مردان الهى و عالمان و فيلسوفان دينى در پارسايى و زهد و تقواى آنان نهفته است ، ولى انحطاط فكرى و فرهنگى جامعه به‌خصوص صاحبان تمكن مالى و مسئولان جامعه و دين‌باوران غافل را ، چگونه مىتوان توجيه كرد ! ؟ چرا برخى با نمايش قدرت جسمانى ، مالك همه چيز مىشوند ، ولى جمعى با نمايش قدرت علمى و فكرى و فلسفى بايد هم‌چنان در فقر به‌سر برند ! ؟ شرح اين هجران و اين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت دگر به هر حال ، جلد دوم حاوى دو مقاله است كه استاد و شاگرد در اين مقاله‌ها ، حماسهء بزرگى آفريده‌اند و ابتكارات و خلاقيت شگفت‌آورى را به نمايش گذاشته‌اند : مقالهء پنجم دربارهء حصول علم و كيفيت تكثر آن در حوزهء ذهن است . مقالهء ششم يكى از مباحث مهم و جنجالى عرصهء انديشه به نام ادراكات اعتبارى را دربردارد ؛ موضوعى كه كانون همهء لغزش‌ها و اشتباهات دانشوران و مكتب‌هاى فلسفى است . جداسازى ادراكات اعتبارى از علوم حقيقى و ادراكات انتزاعى ، بزرگ‌ترين خدمت به جهان علم و فلسفه بلكه جامعهء بشرى است .