محمد باقر شريعتى سبزوارى

110

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

مربوط به ادراكات نيست و لهذا از موضوع اين مقاله خارج است . اين نوع از تكثر را مىتوان « تكثر ماهوى » و يا « تكثر ذاتى » ناميد ، زيرا اين تكثر به عقيدهء بعضى از فلاسفه نمايندهء اختلافات ماهوى و ذاتى اعيان خارجيه است . بيانات گذشته مربوط به انقسام ادراكات به ادراكات حقيقى و ادراكات اعتبارى و متكى به قبول نظريهء اختلافات ماهوى و ذاتى اعيان خارجى است ، زيرا ادراكات حقيقى همان‌هاست كه مستقيماً صورت يك پديدهء خارجى است ؛ از قبيل صورت ذهنى و انسان و اسب و سنگ و درخت ، كه در نظر اين مقاله ماهيات مختلف و متنوعى هستند . آشنايان به منطق و فلسفه مىدانند كه بسيارى از مسائل در منطق و در فلسفه مبتنى بر تكثّر ماهوى تصورات و اختلافات اعيان خارجيه است و از اين مسئله سرچشمه مىگيرد و بسيارى از مسائل ديگر پايه و اساس اين مسئله به شمار مىرود ؛ مثلًا مبحث مربوط مقولات ده‌گانه يا پنج‌گانه يا دوگانه ( به حسب اختلاف‌نظرى كه بين دانشمندان بوده ) در منطق و فلسفه ، كه ماهيات را به نحو مخصوصى دسته‌بندى مىكرد و جهات مشترك آن‌ها را از جهات اختصاصى تميز مىداد ، مبتنى بر اين مسئله است ( بر خلاف مقولات دوازده‌گانهء كانت كه امور انتزاعى و اعتبارى را به ميان آورده ) ، و هم‌چنين مبحث معروف « تعريفات جنسى و فصلى » در منطق از اين مسئله سرچشمه مىگيرد ، و مبحث معروف « صور نوعيه » در فلسفه از پايه‌ها و ريشه‌ها اين مسئله به شمار مىرود . على اىّ حال نظريهء متن راجع به ادراكات حقيقى متكى به اين است كه ما پاره‌اى از صور ذهنيهء خود را « ماهيات » بدانيم ؛ از قبيل صورت ذهنى انسان ، اسب و درخت و غيره و آن ماهيات را با يك‌ديگر بالذات و نمايندهء انواع خارجيهء متباين بالذات بدانيم . ولى روى اصول علمى جديد مىتوان مطلب بالا را از دو راه مورد مناقشه قرار داد : يكى از راه انكار اختلافات ذاتى انواع خارجيه ؛ يعنى انكار اين جهت كه انسان و سنگ و درخت و مس و آهن هر يك داراى ذات و ماهيت جداگانه هستند و ذاتاً با يك‌ديگر اختلاف دارند و يكى از راه انكار يك‌سان ماندن ماهيات اشيا ؛ يعنى انكار اين‌كه هر چيز داراى هر ماهيتى كه هست براى هميشه همان ماهيت را دارا خواهد بود . ما نخست به نقد علّامه مىپردازيم