السيد الطباطبائي
291
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )
نزديكتر بياييم : زمين و افقهاى نيلگون آن ، جنگلهاى انبوه و درياهاى خروشان ، بيابانهاى پهناور ، جانوران زنده و سازمانهاى درونى آنها ، روابط زندگى و افكار و انديشههاى دامنهدار آنها ، عناصر و تركيبات ، اتمهاى متراكم و ملكولهاى بىشمار ، فعاليتهاى فردى و دستهجمعى و تكاپوى حيرتانگيز تحولى و تكاملى آنها . . . و بالجمله اين نظام بديع را با همه بند و بارش كه از مشاهده آن پاى خر در گل حيرت فرو مىرود تماشا مىكنيد و هر چه مىيابيد بدل مىسپاريد . در اين بين يك باره به خود آمده و منتقل مىشويد كه اينهمه را كه مىبينيد ، داريد در آيينه مىبينيد ، نه بهنحوى كه مىپنداشتيد مستقيماً مىبينيد . اكنون در اثر اين پيش آمد مفروض حال شما چگونه خواهد بود ؟ البته همه آنها كه مىديديد و به دل مىسپرديد ، عوض خواهد شد . ولى نه اين كه همه معلومات و مشهودات شما و حتى يك واحد از آنها تبديل به دروغ يا اشتباه شود يا معدوم گردد ، نه ، هرگز . بلكه با حفظ همه ذوات و فعاليتهاى مشهود آنها ، انتقال دومى مفروض ، تنها استقلال وجودى را از دست مشهودات نخستين شما مىگيرد . هر يك از مشهودات شما پيش از انتقال نامبرده استقلال وجودى داشت كه در سايه آن در ميدان عمل خود به فعاليت مىپرداخت ، و پس از انتقال نامبرده همه استقلالهاى پراكنده در يك جا ( آيينه ) انباشه شده و تمركز مىيابد ، بىآن كه يكى از آن استقلالها گم شود . يا سر سوزنى از فعاليت مشهودهاش كم شود . تطبيق و توضيح اكنون بايد ديد كدام بيان منطقى يا برهان اطمينان بخشى است كه به ثبوت رساند كه : استقلال هستى اجزاى جهان كه در برابر ديدگان ما هستند حال محتويات آيينه