السيد الطباطبائي

283

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )

را در خاكستر محروميت ، و عده ديگر را در سرخوان نعمت و محصول زحمت ديگران مىنشاند . 5 - مىگويند : در هيچ گوشه‌اى از ميدان آزمايش‌هاى علمى كه عرصه هستى و زندگى انسان مىباشد اثرى و نشانى از ماوراء طبيعت نيست . هر پديده و حادثه‌اى كه انسان سابقاً به‌واسطه بىخبرى از علت طبيعى ، آن را به ماوراء طبيعت ( خدا ) نسبت مىداد امروز علم علت آن را يافته است ، پس خدايى در كار نيست ! و اگر هم باشد ، بود و نبود وى براى ما يك‌سان است ، و از همين روى سودى در اين بحث نيست جز اين كه وقت محدود ما را تلف كرده ما را از كنجكاوى از ماده در راه مبارزه حياتى باز مىدارد . 6 - مىگويند : اين بحث به جايى نمىرسد ، زيرا اگر بنا شود خدا را با اين دليل اثبات كنيم كه علت ساير اشياء است از براى خدا نيز بايد علت جست ، زيرا هر موجودى خواه ناخواه بايد علتى داشته باشد . 7 - مىگويند : اگر خدايى در كار بود اين همه پديده‌هاى بىفايده و از كار افتاده كه در نتيجه تحول و تكامل ماده پيدا مىشود ، موجود نمىشد . و همچنين اين همه بدبختى و ستم و ناروايىهاى گوناگون كه جهان پر از آنها است ، پيدا نمىشد . . . . * * * اينها و جز اينها سخنانى است كه ماديين و پيروان آنها مىگويند و ما در ابحاث متفرقه‌اى كه در مقاله‌هاى گذشته نموده‌ايم پاسخ برخى از اين سخنان بى بنياد را داديم و پاسخ برخى ديگر نيز خواهد آمد . در اين جا به عنوان يادآورى از گذشته و نمونه‌گويى از آينده مىگوييم : 1 - كسانى كه مىگويند : « راه بحث در ماوراء طبيعت به‌واسطه كثرت خطا و لغزش هموار نبوده اطمينان بخش نيست ، پس اين راه را نبايد پيمود ، به خلاف بحث در علوم مادى كه توأم با حس و تجربه مىباشد . » اگر كمى به خود بيايند خواهند فهميد