السيد الطباطبائي ( مترجم : مهدى تدين )

50

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى )

است . بنابراين ، نور حقيقت واحد و بسيطى است كه در عين وحدت كثير و در عين كثرت واحد است . به همين ترتيب وجود نيز حقيقت واحدى است داراى مراتب مختلف ، از شدت و ضعف و تقدّم و تأخّر و علوّ و دنوّ و غيره . « 1 » از آنچه گذشت ، مسائلى نتيجه مىشود كه از آن جمله است : 1 . تمايز بين مرتبه‌اى از وجود با مرتبهء ديگر ، مربوط به ذات بسيط آن است كه در آن ، وجه اشتراك و وجه امتياز يكى است ، اما اين مطلب با اين منافات ندارد كه عقل انسانى تمايز وجودى را به جهت كثرت نسبت دهد و اشتراك و سنخيّت مراتب را با يكديگر ، به جهت وحدت وجود منسوب كند . 2 . در بين مراتب وجود به سبب اختلافى كه ناشى از شدت و ضعف مراتب نسبت به يكديگر است اطلاق و تقييد وجود دارد . بدين معنى كه هرگاه دو مرتبه از مراتب وجود را ، يكى قوّى و يكى ضعيف ، در نظر بگيريم ، لامحاله بين آن دو مقايسه و اضافه‌اى صورت مىگيرد ، و مرتبهء ضعيف را فاقد بخشى از كمال موجود در مرتبهء شديد مىيابيم . ليكن كمال موجود در مرتبهء ضعيف ، كلًّا در مرتبهء شديد وجود دارد . پس ، مرتبهء ضعيف گويى از داشتن و نداشتن تأليف يافته است ؛ يعنى ، ذات آن مقيّد به قيد نداشتن بخشى از كمال موجود در مرتبهء شديد است ؛ و يا مىتوان گفت مرتبهء ضعيف محدود است ، اما مرتبهء شديد نسبت بدان مطلق و غيرمحدود است . حال اگر مرتبه‌اى بالاتر از مرتبهء شديد را در نظر گيريم ، نسبت مرتبهء شديد به

--> ( 1 ) . بايد توجه داشت كه تشبيه وجود به نور مادى صرفاً به منظور تفهيم مطلب و ارائهء مثال است و گرنه ، تفاوت ميان نور ظاهرى و وجود ، بسيار است . در بساطت نور و عدم تأليف آن از اجزاء ، و نفى بيشى و كمى از مراتب گوناگون آن ، دانش امروزى را حرف‌ها است . ليكن تشبيه وجود به آن ، تنها از حيث ذو مراتب بودن يك حقيقت است كه وجه مشترك نور و وجود است ، و وجه شبه در تشبيه مذكور