السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
66
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
برهان الإنّ فقد تحقّق في كتاب البرهان من المنطق أنّ السلوك من المعلول إلى العلّة
--> برهان شفا ، فصل هفتم از مقاله اولى ) . استفاده مىشود ، در برهان لمّى عليّت خارجى حدّ اوسط براى نتيجه لزومى ندارد ؛ بلكه اگر حدّ اوسط تنها برحسب تحليلهاى ذهنى علّت براى نتيجه باشد ، برهان ما همچنان برهان لمى خواهد بود ؛ مانند آنكه بگوييم : « ماهيت ممكن است . و هر ممكنى نياز به علت دارد . پس ماهيت نياز به علت دارد . » پر واضح است كه امكان تنها در تحليل عقلى علّت نياز ماهيت به علت است ، نه در خارج ؛ اما با اين همه قياس فوق يك قياس برهانى است . اينگونه از قياسهاى برهانى در فلسفه فراوان به كار مىرود . ( 1 ) . بنابر آنچه از كلمات حضرت علامه رحمه اللّه در موارد مختلف بهدست مىآيد برهان انّى بر سه قسم است : 1 - برهانى كه در آن از معلول به علت سير مىشود ، مانند : اين فلز منبسط شده است ، هر فلزى كه منبسط شود ، گرم شده است . اين فلز گرم شده است . 2 - برهان انّى كه در آن از يك معلول شىء به معلول ديگر همان شىء منتقل مىشويم . در اين موارد در واقع ابتدا از معلول به علت ، و آنگاه از علت به معلول ديگر آن سير مىشود . پس در اين قسم نيز درواقع از معلول به علت منتقل مىشويم . 3 - برهان انّى كه در آن از يكى از ملازمات عامه به ملازم ديگر آن منتقل مىشويم . مقصود از ملازمات عامه ، لوازم وجود است كه مساوى با وجود مىباشند . ميان لوازم عامهء وجود رابطهء علّى و معلولى خارجى و عينى برقرار نيست ، چنانكه آنها معلول شىء ثالث نيز نيستند . ( ر . ك : تعليقهء حضرت علامه رحمه اللّه بر اسفار ، ج 6 ، ص 28 ) البته در تحليلهاى مفهومى ، هريك از آنها لازم وجود و معلول آن مىباشند ؛ و لذا ملازم با يكديگرند ، و برخى از آنها واسطه در اثبات برخى ديگر قرار مىگيرد ؛ چنانچه در بحث جعل ، اصالت وجود واسطه در اثبات مجعول بودن وجود واقع مىشود . به اعتقاد حضرت علامه رحمه اللّه از ميان اقسام سهگانهء برهان انّى ، تنها قسم سوم آن مفيد يقين است ، اما دو قسم نخست آن مفيد يقين نيست ؛ زيرا در هر دو از معلول به علت سير مىشود ، و ايشان سير از معلول به علت را يقينآور نمىداند . شاهد اين مدعا آنكه ايشان در تعليقهء بر « اسفار » ، قياس مفيد يقين را در دو قسم منحصر مىكند : يكى برهان لمّى ، و ديگرى برهان انّى كه در آن از برخى از لوازم عامه به برخى ديگر سير مىشود . ( ر . ك : تعليقهء بر اسفار ، ج 3 ، ص 396 ) بلكه در رسالهء برهان بر اين مطلب تصريح دارند . ( ر . ك : رسائل سبعه ، رسالة البرهان ، ص 38 ) همچنين در كتاب نهاية الحكمة