السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

50

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

موجود واقعيّ ، أو منته إليه ، ليس وهما سرابيّا . فلا يسعنا أن نرتاب في أنّ هناك وجودا ، و لا أن ننكر الواقعيّة مطلقا ؛ إلّا أن نكابر الحقّ ، فننكره ، أو نبدي الشكّ فيه ؛ و إن يكن شيء من ذلك فإنّما هو في اللفظ فحسب . فلا يزال الواحد منّا ، و كذلك كلّ موجود يعيش بالعلم و الشعور ، يرى

--> ( 1 ) . از اين عبارت استفاده مىشود ، كه ادراكات و مفاهيم ذهنى ما ، در يك تقسيم‌بندى ، بر سه دسته مىباشد : الف : حقايق ، يعنى آن دسته از ادراكات و مفاهيم كه در خارج مصداق واقعى دارند ، و از تحقّق خارجى برخوردار مىباشند . ب : اعتباريات ، يعنى آن دسته از ادراكات و مفاهيم ذهنى كه در خارج مصداق واقعى ندارند ، و از وجود عينى و خارجى برخوردار نمىباشند ، اما عقل و يا عقلاء براى آنها مصداق اعتبار مىكند ، تا آثارى واقعى بر آنها مترتب گردد ؛ مانند ملكيت اعتبارى كه ميان يك انسان و يك شىء خارجى فرض مىشود ، و آثار عملى بر آن مترتب مىگردد . ج : وهميات ، يعنى ادراكات و مفاهيمى كه نه تنها مصداق واقعى در خارج ندارند ، بلكه مصداقى هم براى آنها اعتبار نشده است تا آثارى واقعى بر آنها مترتب گردد . وهميات امورى پوچ و فاقد هرگونه مصداق مىباشند ، مانند : اتفاق ، شانس و غول . از ميان امور سه‌گانهء فوق ، آدمى تنها در پى حقايق و امور خارجى مىباشد ، و اگر براى اعتباريات ارجى قائل است ، و به آن بها مىدهد ، تنها به خاطر آثار خارجى و واقعىاى است كه بر آن مترتب مىگردد .