السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
41
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
وابسته به اشتياق و عشق واجب الوجود به ممكن الوجود مىباشد . و يا بارها غزل معروف : الا اى آهوى وحشى كجايى * مرا با تست چندين آشنايى دو تنها و دو سرگردان دو بىكس * دد و دامت كمين از پيش و از پس را مىخواندند و آن را براساس موازين عرفانى بسيار خوب معنى مىكردند و همواره شديدا تحت تأثير اين ابيات قرار مىگرفتند . « 1 » دورنمايى از سلوك اخلاقى حضرت علامه رحمه اللّه از زبان آيت اللّه امينى استاد بزرگوار بسيار مؤدب بود ، به سخنان ديگران خوب گوش مىداد . سخن كسى را قطع نمىكرد و اگر سخن حقى را مىشنيد تصديق مىكرد . از مباحثات جدلى گريزان بود ولى به سؤالها بدون خودنمايى پاسخ مىداد . من در درس خارج فقه و اصول علامه مجاهد آيت اللّه العظمى امام خمينى روحى فداه شركت مىكردم و درس فلسفه را خدمت استاد عاليقدر علامهء طباطبايى مىخواندم . و به اين هر دو استاد ربانى بسيار علاقهمند بودم و عشق مىورزيدم . آن روزها من در مدرسه حجتيه قم ساكن بودم . در يكى از روزها از اين دو استاد دعوت كردم كه براى صرف ناهار به حجره تشريف بياورند . دعوتم را پذيرفتند و به حجره تشريففرما شدند . در ضمن من علاقه داشتم كه دو استاد ربانى را در بحثهاى فلسفى به مباحثه دو طرفه وادار كنم . اما در اين راه موفق نشدم ، زيرا هر دو استاد بىهوى و هوس بودند و از مباحثههاى جدلى مىگريختند . در آن مجلس اگر امام خمينى را مخاطب قرار مىدادم و چيزى مىپرسيدم جواب مىدادند و علامه طباطبايى سكوت مىكردند و خوب گوش مىدادند . يك بار بدون اينكه فرد خاصى را مخاطب قرار دهم سؤالى را مطرح كردم . هر دو بزرگوار چند دقيقه سكوت كردند ، سپس علامهء طباطبايى نگاهى به صورت امام خمينى مد ظله العالى كردند و بدين وسيله كسب اجازه فرمودند . آنگاه جواب سؤال
--> ( 1 ) . يادنامه علامه طباطبايى ، مؤسسهء مطالعات و تحقيقات فرهنگى ، ج 1 ، ص 172 - 176 .