السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
377
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
و وجود القسمين - أعني الجوهر و العرض - في الخارج ضروريّ في الجملة ، فمن أنكر وجود الجوهر فقد قال بجوهريّة الأعراض من حيث لا يشعر . و من الأعراض ما لا ريب فى عرضيّته ، كالأعراض النسبيّة .
--> ( 1 ) . ر . ك : الهيات شفاء ، فصل اول از مقالهء سوم . ( 2 ) . استاد مصباح در اينباره مىگويد : « بعضى از انديشمندان غربى اظهار داشتهاند كه آنچه از جهان مادى ، قابل اثبات است تنها اعراضى است كه مورد تجربهء حسى ، قرار مىگيرد . و چيز ديگرى به نام « جوهر جسمانى » قابل اثبات نيست . مثلا هنگامى كه يك سيب مورد ادراك حسى ما قرار مىگيرد به وسيلهء چشم ، رنگ و شكل آن را مىبينيم و به وسيلهء بينى ، بوى آن را استشمام مىكنيم و با لمس كردن ، نرمى آن را درك مىكنيم و با خوردن آن ، مزهاش را مىچشيم اما با هيچ حسى درك نمىكنيم كه علاوهبر رنگ و شكل و بو و مزه و مانند آنها چيز ديگرى به نام جوهر سيب ، وجود دارد كه محل اين اعراض مىباشد . در برابر ايشان بايد گفت : گو اينكه ما حس جوهرشناس نداريم اما با عقل خود مىفهميم كه موجود خارجى يا اينكه حالت و صفتى بر شىء ديگر و نيازمند به موضوعى است كه متصف به آن شود و در اين صورت « عرض » خواهد بود ، و يا نيازمند به موضوع و موصوف خارجى نيست و در اين صورت ، آن را « جوهر » مىناميم . پس آنچه متعلق ادراك حسى ، قرار مىگيرد اگر عرض باشد ناچار نيازمند به موضوع جوهرى مىباشد و اگر نيازى به موضوع نداشته باشد خود آن ، جوهر خواهد بود . و بههرحال ، از نظر عقل ، چارهاى جز پذيرفتن وجود جوهر جسمانى نيست » . ( آموزش فلسفه ، ج 2 ، ص 154 ) .