السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

35

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

را ذوب مىكرد . « 1 » اندرزهايى از حضرت علامه رحمه اللّه به نقل از آيت اللّه حسن‌زاده آملى يكى از كلمات قصار آن جناب ، اين بود كه « ما كارى مهمتر از خودسازى نداريم » خداوند درجاتش را متعالى بفرمايد كه لفظ « ابد » را بسيار بر زبان مىآورد و در مجالس افادات خويش چه‌بسا اين جمله كوتاه و سنگين و وزين را به ما القا مىفرمود كه : « ما ابد در پيش داريم . هستيم كه هستيم ، انما تنتقلون من دار الى دار » . انسان از بين رفتنى نيست ، باقى و برقرار است ، منتها به يك معنى لباس عوض مىكند و به يك معنى ، جا عوض مىكند . همواره اهتمامش بر اين بود و مىگفت : در شب و روز زمانى را براى حسابرسى خود قرار بدهيد و ببينيد كه اين بيست و چهار ساعت چگونه بر شما گذشته ، اهل محاسبه باشيد ، همان‌طور كه يك بازرگان ، يك كاسب ، دخل و خرج خود و صادرات و واردات خود را حساب مىكند ، شما ببينيد در شبانه‌روزى كه بر شما گذشت چه چيزى اندوخته‌ايد ، چه گفته‌ايد ، يك‌يك رفتار و گفتارتان را حساب برسيد ، از نادرستىها استغفار كنيد ، و سعى كنيد تكرار نشود ، و براى آن‌چه شايسته و صالح و به فرمان حاكم عقل بود خدا را شاكر باشيد ، تا به تدريج براى شما تخلق به اخلاق ربوبى ملكه بشود . . . . رساله‌اى در امامت نوشتم چون به پايان رسيد آن را حضور شريف استاد علامه طباطبايى ، ارائه دادم ، مدتى در نزد او بود و لطف فرمودند ، و يك دوره تمام آن را مطالعه فرمودند ، يك جاى آن رساله دعاى شخصى درباره خودم كرده بودم كه « بار خدايا مرا به فهم خطاب محمدى ( ص ) اعتلا ده » . در هنگام ردّ رساله به اين جانب فرمود : آقا تا من خودم را شناختم ، دعاى شخصى در حق خودم نكردم ، بلكه دعايم

--> ( 1 ) . همان ، ص 51 و 52 .