السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
36
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
عام است . « 1 » پاى سخن استاد جعفر سبحانى ايشان در تمام مدت عمرش « انا » نگفت و هيچ وقت « انا » و « من » در زبان او نبود . از ديگر خصوصيات اخلاقى ايشان يكى هم اين بود كه تا شخصى سؤالى نمىپرسيد ، مسألهاى را مطرح نمىكرد ، حتى اگر كسى بدون آشنايى و شناخت قبلى با ايشان همسفر مىشد ، مطلقا نمىفهميد كه شخص عالم و با فضيلتى است چون هرگز اظهار نمىكرد و غالبا به خود مشغول بود . بيشتر درونگرا بود تا برونگرا و هرگز هم در مورد كسى بد نمىگفت و حتى از دشمنان هم با احترام ياد مىكرد ، البته نقد و انتقاد مىكرد اما كلمهاى كه باعث كوچك شدن طرف شود ، ادا نمىكرد . ويژگى ديگر ايشان وارستگى بيش از حد بود بهطورىكه در تمام عمر امام واقع نشد ، حتى هرگز پيشنماز هم نبود . چون معتقد بود كسى كه امام يك جمعيت واقع مىشود - حتى در نماز - بايد در پيشگاه خداوند مقام والايى داشته باشد و خود را در چنين مقامى نمىديد ، به اين جهت هميشه مأموم بود . ما يك بار هم نديديم ايشان امام بشود حتى وقتى به فيضيه مىآمد و همهء زيلوها پر بود ، عبايش را پهن مىكرد و روى آن نماز مىخواند . ايشان خط بسيار خوبى هم داشت و خطوط مختلف را به زيبايى مىنوشت ، حتى منظومهاى در رسم الخط و شؤون و قواعد خط داشت . « 2 » گفتارى از حضرت آيت اللّه جوادى آملى اوج تكامل عقلى و تجرد روح اين ابر مرد حكمت به مقامى رسيد كه كليات عقلى را بدون دخالت قوه تخيل و تمثل مصداق آنها در مرحله خيال و تجسد آن در مرتبه مثال متصل ، يا با صرفنظر از آن ، ادراك مىنمود .
--> ( 1 ) . آينهء عرفان ( ويژهنامهء دهمين سالگرد رحلت علامه رحمه اللّه ) ص 56 . ( 2 ) . كيهان فرهنگى ، سال ششم ، شمارهء 8 ، ص 7 .