السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

98

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

و چون اين نسبت بين دو چيز برقرار است محال است كه در يك جا جمع گردد و بين يك چيز و خودش تكرار شود . فىالمثل اخوت بين زيد و خودش حاصل گردد ناگزير بايد ميان دو چيز برقرار گردد . اشكال بر اين كه چگونه تضايف يكى از اقسام تقابل است متن وقد اورد على كون التضايف أحدَ أقسام التقابل . . . الشيء قسيماً لِقِسْمِهِ . ترجمه بر اين مطلب كه تضايف يكى از اقسام چهارگانه تقابل است اشكال شده‌است ، به اين كه مطلق تقابل از اقسام تضايف محسوب مىشود ؛ زيرا دو مفهوم متقابل به عنوان اين كه متقابل هستند ، نسبت تضايف به هم دارند . پس اگر بخواهيم تضايف را از اقسام تقابل به شمار آوريم اين از قبيل اين مىشود كه يك چيز قسيم براى قسم خود قرار گيرد . شرح اشكال اين است كه مفهوم تقابل به طور كلى و بدون آن كه به قسم خاصى اختصاص يابد در قلمرو تضايف داخل هست ، چرا ؟ زيرا دو مفهوم متقابل بما هو متقابل نسبت تضايف به يك‌ديگر دارند ، زيرا هيچ يك از دو مفهوم متقابل بدون ديگرى تعقل نمىشوند . پس تعريف تضايف بر آنها منطبق است ، زيرا تعريف تضايف اين بود كه متضايفان دو امر وجودى هستند كه يكى بدون ديگرى قابل تعقل نيست و دو مفهومِ متقابل بما هو متقابل ، دو امر وجودى هستند كه در ظرف ذهن حصول دارند و به عنوان دو امر متقابل بدون ديگرى قابل تعقل نيستند . حال كه مطلب چنين است اگر تضايف يكى از اقسام تقابل به شمار آيد به معناى