السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
99
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
آن خواهد بود كه تضايف قسيم براى تقابل قرار داده شود با آن كه تقابل قسمى از تضايف هست و قسيم قرار گرفتن يك امر كلى مانند مفهوم تضايف براى چيزى كه قسمى از تضايف هست ، يعنى مفهوم تقابل ، امر نامعقولى است ؛ زيرا نسبت مقسم مانند مفهوم تضايف به قسم خود مانند مفهوم تقابل ، نسبت كلى به جزئى است و هرگز ممكن نيست كه كلى قسيم جزئى قرار گيرد . فى المثل « كلمه » مقسم براى اقسام خود كه اسم و فعل و حرف است مىباشد و نسبت به اقسام خود حكم كلى را دارد . حال اگر كلمه ، قسيم براى قسم خود كه اسم و فعل و حرف است قرار داده شود كار نادرستى است ، زيرا مقسم يك مفهوم كلى است و قسيم ، نسبت به آن يك مفهوم جزئى است . حال اگر يك مفهوم هم مَقسم باشد هم قسيم ، مفادش آن است كه به يك ملاك هم كلى باشد و هم جزئى كه اين ، امر نامعقولى است . پاسخ از اشكال متن واجيب عنه : بأنّ مفهوم التقابل من مصاديق . . . له باعتبارين ، فلا إشكال . ترجمه از اين اشكال جواب دادهشدهاست كه مفهومِ تقابل ، از مصاديق تضايف مىباشد . لكن مصداق تضايف از اقسام و مصاديق تقابل مىباشد . پس آنچه ، قسمى از تضايف هست همان مفهوم تقابل است و آنچه قسيم تضايف هست آن مصداق تقابل است . بسيارى از اوقات يك مفهوم ذهنى فرد براى مفهوم مقابل خود مىباشد . مانند مفهوم جزئى كه به دو اعتبار هم فرد براى مفهوم كلى است و هم مقابل آن . شرح پاسخ اشكال اين هست كه مفهوم تقابل از مصاديق تضايف به شمار مىرود چون