السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
46
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
مختلف مىگردد . اتحاد در معناى نوع ، تماثل و در معناى جنس ، تجانس و در كيفيت ، تشابه و در كم ، تساوى و در وضع ، توازى و تطابق ناميده مىشود . و وجود هر يك از اقسام فوق آشكار است و نيز وقوع وحدت بر هر يك از اقسام خود كه وقوع يك حقيقت تشكيكى بر مصاديق خود است آشكار مىباشد . حكما اقسام وحدت را چنان كه گفتهشد تقرير نمودهاند . شرح در آغاز فصل در نخستين تقسيم واحد ، به واحد حقيقى و غيرحقيقى اشاره نمودند و گفتند واحد غيرحقيقى عبارت است از واحدى كه در عروض وحدت به واسطهء در عروض نياز دارد مانند زيد وعمرو كه در انسانيت متحدند يا انسان و فَرس كه در حيوانيت متحدند . در اينجا انسان و حيوان واسطه گشتهاند براى عروض وحدت بر زيد و عمر يا انسان و فرس . اكنون مىگويند اسامى واحد غيرحقيقى بر حسب چيزى كه در آن وحدت مىيابند مختلف مىگردد . اگر دو فرد در معناى نوعيت وحدت داشتهباشند تماثل ناميده مىشود . مثلًا مىگويند زيد و عمر در انسانيت تماثل دارند . و اگر در معناى جنسيت وحدت داشتهباشند تجانس ناميدهمىشود . فى المثل مىگوييم انسان و فرس در معناى حيوانى متجانس هستند . و اگر در كيفى از كيفيات مشترك باشند تشابه ناميدهمىشود . فى المثل مىگوييم رنگ اين لباس تشابه با رنگ آن لباس دارد . و اگر در كميت متحد باشند به تساوى تعبير مىشود . فى المثل مىگوييم مقدار اين پارچه مساوى با مقدار آن پارچه است و اگر در وضع و چگونگى نسبت وحدت داشتهباشند توازى يا تطابق ناميدهمىشوند . فى المثل مىگوييم اين ريل راه آهن موازى و مطابق با ريل ديگر راه آهن مىباشد . يعنى هر دو ريل از نظر استقامت و انحنا موازى و مطابق يكديگرند . مقولهء وضع ، نسبت بعضى از اجزاء به بعض ديگر و نسبت مجموع به خارج است .