السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

144

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

كه تا معلول از ناحيهء علت حتميت صدور نيابد موجود نمىشود ، و اولويت صدور براى صدور كافى نيست . لكن در وجوب بالقياس مقصود آن است كه دو چيز با يك‌ديگر متلازمين هستند اگر موجود شوند با هم موجود مىشوند و اگر معدوم شوند با هم معدوم مىشوند ، مانند معلول كه در هر ظرفى تحقق پيدا كند علت هم در همان ظرف متحقق است و بالعكس . فرق واجب غيرى و واجب بالقياس آن است كه وجوب در واجب غيرى حاصل براى خود معلول است با قطع نظر از مقايسهء آن با شىء ديگر . و به عبارت ديگر در بحث خود مىخواهيم بگوييم اولويت صدور معلول ، موجب صدور آن نمىشود بلكه معلول بايد حتميت صدور بيابد تا صادر شود . بر اين اساس وجوب غيرى اتصاف به حال خود معلول است و وجوب آن وجوب فى نفسه و غير قياسى مىشود گر چه از ناحيهء علت افاضه شود . لكن در واجب بالقياس وجوب ، وجوب نفسى نيست بلكه در مقايسهء علت با معلول و معلول با علت حاصل مىشود . در اين فصل مىخواهيم بگوييم وجود معلول وقتى علت تامهء او موجود باشد واجب است همان گونه كه وقتى معلول آن موجود باشد وجود علت تامه واجب است . در حقيقت اين دو متضايفان هستند كه وجوداً و عدماً داير مدار يك‌ديگرند . اگر وجود علت از بين خواهد رفت . لامحالة وجود معلول هم از بين مىرود . نتيجه اين كه در واجب بالقياس دو واجب متلازمان هستند كه از يك‌ديگر جدا نمىشوند . وجوب در اين فصل معيت و ملازمه را افاده مىدهد . فرق ديگر واجب بالغير با واجب بالقياس آن است كه وجوب در واجب غيرى يك طرفه است يعنى اختصاصاً مربوط به معلول است ولى در واجب بالقياس وجوب دو طرفه است و قائم به علت و معلول هر دو مىباشد .