السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
145
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
حاصل سخن اين كه وجوب غيرى و بالقياس سه فرق با هم دارند . اول وجوب غيرى يعنى حتميت صدور معلول ، ولى وجوب بالقياس يعنى معيت و ملازمهء دائمى مانند ملازمهء معلول با علت . دوم ، وجوب در غيرى نفسى است و در بالقياس اضافى . سوم ، وجوب غيرى وجوب يك طرفه است ولى در بالقياس دو طرفه . وجوب وجود معلول با وجود علت آن متن أمّا وجوب وجود المعلول عند وجود علّته التامّة . . . من غير علّةٍ ، وهو محال . ترجمه اما وجوب وجود معلول با وجود علت تامهء آن ، از آن جهت است كه اگر معلول با وجود علت تامهء آن واجب نباشد ، عدم آن امر جايزى خواهد بود و اگر با وجود علت تامه ، معلول مفروض العدم باشد در اين صورت يا علت عدم ، كه عبارت از عدم علت است ، موجود است در حالى كه علت وجود آن هم موجود است در اين فرض اجتماع نقيضين رخ مىنمايد ، كه عبارت از اجتماع علت وجود و علت عدم ( بر معلول واحد و در زمان واحد ) باشد و اگر علت عدم موجود نباشد تحقق عدم معلول بدون علت خواهد بود و اين محال است . شرح صورت مسئله عبارت از اين است كه با وجود علت تامه ، معلول وجوباً بايد موجود باشد ، زيرا اگر معلول وجوب وجود نداشت پس امر جايز الوجودى خواهد بود . و امر جايز الوجود همان گونه كه جانب وجود آن امر ممكنى است جانب عدم آن هم امر ممكنى است . حال اگر با وجود علت تامه فرض كنيم معلول ، معدوم است مسئله دو صورت دارد : يا اين كه علت عدم معلول كه همان عدم علت است موجود است ، در اين فرض