السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
116
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
به واسطهء تضادى كه بين سفيد و سياه وجود دارد ميان زرد و سرمهاى كه ملحق به طرفين تضاد هستند نيز تضاد بالعرض برقرار مىگردد در ملحق شدن ساير رنگها به يكى از دوطرف تضاد مطلب به منوال فوق است . از سخن فوق نتيجه مىگيريم كه ميان رنگها دو متضاد واقعى وجود دارد كه هيچگاه در يك موضوع اجتماع پيدا نمىكنند و ميان آن دو متضاد واقعى يك يا چند رنگ كه هر كدام ملحق به يكى از دو طرف تضاد هست وجود دارد و بدين وسيله تضاد بالعرض ميان تمام وسائط برقرار مىگردد و موضوع عرض خالى از يكى از دو طرف تضاد يا يكى از دو طرفى كه ملحق به تضاد هستند نمىباشند و هيچ موضوعى وجود ندارد مگر آن كه متصف به يكى از دو طرف تضاد يا آنچه به تضاد ملحق مىشود مىباشد . و لذا ميان تمام رنگهائى كه واسطه بين سفيد و سياه هستند تضاد بالعرض برقرار مىگردد و آنها يا در قلمرو سفيد و شفاف يا كدر و سياه قرار مىگيرند از اين روست كه مؤلف مىفرمايد : « واثره أن لا يخلو الموضوع منهما معاً » يعنى اثر تعاقب آن است كه موضوع همزمان از دو طرف تضاد و آنچه به تضاد از وسائط ميان آن دو ملحق است نمىباشد . لكن اتصاف موضوع به يكى از طرفين تضاد گاهى به نحو دائمى است مانند سفيدى كه هميشه ملازم برف است يا سياهى كه هميشه ملازم با قير است و گاهى به نحو عاريه و موقتى است مانند سفيدى كه بر جدار عارض مىشود و بعد از چندى سياهى به جاى سفيدى عارض مىگردد . بنابراين موضوع يا به سفيدى و آنچه ملحق به سفيدى است متصف است يا به سياهى و آنچه به سياهى ملحق است متصف است و خلّو موضوع از دو طرف تضاد و آنچه به متضادين ملحق مىشود جايز نيست همانطور كه اجتماع آن دو در موضوع واحد نشايد و تضاد از اين جهت كه در آن اجتماع و ارتفاع متضادين در موضوع واحد ممتنع هست مانند نقيضين مىماند با اين تفاوت كه متناقضين نياز به عروض بر موضوع ندارد بر خلاف متضادين .