السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

109

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

اخيرى كه مندرج تحت بعضى از مقولات است با انواع ديگرى كه مندرج تحت مقولهء ديگر است ، وجود ندارد . بنابراين بر اساس پژوهش و تحقيقى كه انجام گرفته تضاد فقط بين دو نوع كه تحت جنس قريب از مقولات عرضى قرار گرفته واقع مىشود . مانند سياهى و سفيدى كه از كيفيات مبصر به حساب مىآيند و مانند تهوّر و جبن كه از كيفيات نفسانى هستند . شرح در اين‌جا اشكالى مطرح مىشود و آن اين است كه گفته شد مطاردهء ميان دو نوع به واسطهء فصول آن صورت مىگيرد . اشكال اين است كه فصل از آن جهت كه جزء ماهيت است استقلالى ندارد تا آن كه ملاك مطارده باشد . اين نوع است كه منشأ احكام مىگردد و هر حكم مستقلًا از آن نوع است . پس چرا گفته مىشود مطارده توسط فصل انجام مىگيرد ؟ در پاسخ مىگويند تمام حقيقت نوع را فصل تشكيل مىدهد ؛ زيرا تحصل نوع به واسطهء فصل است و به عبارت ديگر فصل همان نوع است و هر حكمى كه به نوع نسبت داده شود در حقيقت از آنِ فصل آن مىباشد . پس مانعى ندارد كه مطاردهء ميان دو نوع به دو فصل آنها استناد داده شود . مضافاً به اين كه اگر از مطاردهء فصول چشم پوشيده شود ميان اجناس عاليه مطارده و تضادى واقع نخواهد بود . بنابراين كم و كيف و ساير اعراض كه اجناس عاليه هستند در يك جوهر مانند جوهر انسان جمع مىگردند . انسان هم داراى كميت و مقدار است و هم داراى كيفيات مختلف ، مانند رنگ ، حرارت و غيره ، و هم داراى وضع و ديگر مقولات عَرَضى است . حال اگر ميان اجناس عاليه كه مقولات عرضى هستند تضادى وجود مىداشت امكان اجتماع آنها در يك جوهر مانند انسان امرى ناممكن بود . معلوم مىشود كه ميان آنها تضاد برقرار نمىشود و تضاد صرفاً بين فصول انواع عرضى برقرار مىگردد .