السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
85
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
نكته دوم : ماهيت ذاتاً قابليت حمل وجود بر آن و سلب وجود از آن را دارد . مىتوان گفت « انسان موجود است » يا « نيست » . همين كه مىتوان وجود را از ماهيت سلب كرد ، دليل بر آن است كه ماهيت ، غير از وجود است . والّا اگر ماهيت عين وجود بود ، ممكن نبود كه آن را از خودش سلب كرد ؛ زيرا سلب شىء از نفس خود ، محال است ، مانند آنكه بگوييم « انسان ، انسان نيست . » تعليل بر اصالت وجود متن وإذ ليس لكلّ واحد من هذه الأشياء إلّا . . . موجود بذاته والماهيّة موجودةٌ به . ترجمه و چون براى هر يك از اشياى خارجى بيش از يك واقعيت نيست ، پس يكى از دو حيثيت ، وجود يا ماهيت ، در برابر آن واقعيت خارجى خواهد بود . و مراد از اصالت ، همين است . و حيثيت ديگر ، اعتبارى و انتزاع شده از آن امر اصيل خواهد بود و واقعيت نسبت بالعرض به او خواهد داشت . و از آن جهت كه هر شىء ، وقتى واقعيت پيدا مىكند كه وجود بر آن حمل و متصف به آن گردد ، ازاينجا كشف مىگردد كه وجود ، همان چيزى است كه برابر واقعيت است . ولى ماهيت چون با اتصاف به وجود ، واقعيت مىيابد و با سلب وجود ، هيچ و باطل مىگردد ، پس فى نفسه غير اصيل بوده و با عارض شدن وجود بر آن بالعرض اصيل مىگردد . متحصل از مباحث فوق آن است كه وجود ، اصيل و ماهيت ، اعتبارى است ، چنانكه مشائيان گفتهاند ، « 1 » يعنى وجود به خويشتن خويش موجود و ماهيت به سبب وجود ، موجود است . شرح بحث اصالت وجود و اعتباريت ماهيت اولين بار توسط « صدرالمتألّهين » تحت
--> ( 1 ) . از جمله : بهمنيار در تحصيل ، ص 284