السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
76
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
« شير » به شير نوشيدنى ، شير درنده و شير آب اطلاق مىشود . يا لفظ عين كه به خورشيد و چشمه و جاريه و چشم و غيره اطلاق مىشود . و اشتراك معنوى آن است كه لفظ ، معناى واحدى داشته باشد لكن آن معناى واحد ميان چند مصداقِ نابرابر ، مشترك باشد ، مانند « انسان » كه معناى او ميان مرد و زن ، پير و جوان مشترك است . اينجا لفظ انسان ، نمايندهء چند معناى مختلف ، آن طور كه در اشتراك لفظى بود ، نيست . لفظ ، يك معنا بيشتر ندارد . اما همان يك معنا سعه و شمول داشته ، مصاديق گوناگون را شامل مىشود . اكنون بحث اين است كه آيا لفظ « وجود » مشترك لفظى است ، كه معانى مختلف و متغايرى دارد يا مشترك معنوى است كه فقط يك معنا دارد يعنى « هست » ، لكن مصاديق آن ، گوناگون مىباشد ؛ يكى وجود بالفعل است ، ديگرى وجود بالقوّه ، يكى واجب است ديگرى ممكن ، يكى وجود جوهر است ديگرى عَرَض و هكذا . وجودِ جوهر گرچه يك مصداق از وجود است و آن متفاوت با وجود عَرَض است ، لكن از نظر مفهوم و از جهتى كه هر دو « وجود » اند يكسان مىباشند . آن گاه مؤلف به نقل از صدرالمتألهين مىگويد : اين كه مفهوم وجود مشترك معنوى بين ماهيات باشد قريب به قضاياى اوليّه است در منطق قضيه را از جهت واضح بودن يا نبودن به قضيهء بديهى و نظرى تقسيم كردهاند و سپس قضيهء بديهى را كه اصول يقينيات به شمار مىآيد به شش قسم تقسيم نمودهاند . كه عبارتند از اوليّات ، مشاهدات ، « 1 » تجربيات ، متواترات ، حدسيّات و فطريات . قضاياى اوليه قضايايى هستند كه تصور طرفين با توجه به نسبت ميان آن دو براى حكم و جزم به صدق قضيه ، كفايت مىكند مانند آن كه بگوييم « الكل اعظم من الجزء »
--> ( 1 ) . مشاهدات همان محسوسات است