السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
77
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
در اينجا تصور كل و جزء و نسبت ميان آن دو براى حكم كردن انسان به اين كه كل از جزء بزرگتر است كفايت مىكند . در محل بحث تصور معناى وجود و تصور اشتراك معنوى براى حكم به اينكه وجود مشترك معنوى است كفايت مىكند و اما اين كه مشترك معنوى بودن مفهوم وجود را قريب به بديهيات ذكر كردهاند اين بدان جهت است كه معناى اشتراك معنوى كه محمول در اين قضيه است يك معنايى است كه فهم آن نياز به اندكى تأمل دارد و اين قضيه در بداهت مانند قضيهء « الكل اعظم من الجزء » نمىباشد . زيرا نزد عقل ممتنع نيست كه مفهوم وجود متعدد باشد لكن كسى كه به ذهن و وجدان خودش رجوع مىكند مىيابد كه وجود بر هر موضوعى كه حمل مىشود به معناى واحد حمل مىشود . ابطال نظريهء اشتراك لفظى وجود متن فمن سخيف القول ما قال . . . مع الجزم بالآخر يقضى بمغايرتهما . ترجمه سخن كسى كه مىگويد : « 1 » « وجود مشترك لفظى است ( و معانى مختلف و زيادى دارد ) و معناى آن ، برابر است با معناى ماهيتى كه بر آن ماهيت ، حمل مىشود سخن ناصحيحى است لزوم سقوط فايده در هليّات بسيطه ، اين ادعا را طرد مىنمايد ، مانند « واجب موجود است » « ممكن موجود است » « جوهر موجود است » « عرض موجود است » . علاوه بر اين ، ممكن است با علم به معنا و ماهيت چيزى ، در وجود يا عدم آن ترديد كنيم ، مانند اينكه بپرسيم : آيا اتفاق ( كه معنا و ماهيت آن را مىدانيم ) موجود هست يا نه .
--> ( 1 ) . قائل به اين سخن ابوالحسن اشعرى و ابوالحسين بصرى است . ر . ك : شرح مواقف ، ص 92 و شرح مقاصد ، ج 1 ، ص 61 و كشف المراد ، ص 7