السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
60
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
وحدت عامه شامل هر دو قسم از وحدت مىشود و موجودات جهان از اين دو نوع وحدت خارج نيستند . لذا وحدت عامه برابر با موجود مىشود و وحدت خاصّه فقط شامل واحد حقيقى مىشود . فعليت كليه عبارت است از فعليتى كه نه تنها امور بالفعل را شامل مىشود بلكه شامل قوّه هم مىشود ؛ زيرا قوّه هم در قوّه بودن خود بالفعل است ؛ گرچه نسبت به امرى كه استعداد آن را دارد قوّه است . و موجودات هستى از اين دو قسم بيرون نيستند : يا موجودات بالفعل هستند ، مانند انسان و نبات و جماد كه موجود بالفعل هستند . يا موجودات بالقوه هستند ، مانند انسانيت در نطفه يا درخت خرما در هستهء آن . پس فعليت به معناى اطلاقى كه شامل قوّه هم بشود ، مساوى با موجود مىشود . بنابراين ، اين سه حكم يعنى خارجيت و وحدت و فعليت به معانى عامى كه دارند و بيان شد ، احكامى هستند كه مساوى موجود هستند . به عبارت ديگر ، محمولاتى هستند كه برابر با موضوع خود مىباشند . چنانكه قبلًا بيان شد ، گاهى محمولات در فلسفه مساوى و برابر با موجود كه موضوع فلسفه هست ، نيستند ، بلكه اخص از آن مىباشند . لكن آن محمولات و آنچه كه نقطهء مقابل آنهاست روى هم رفته مساوى با موجود مىباشند . مثلًا وقتى مىگوييم « موجود يا خارجى است يا ذهنى » در اينجا موجود خارجى ( به معناى خاص خود كه فقط نقطه مقابل موجود ذهنى باشد ) اخص از موجود كه موضوع فلسفه است مىباشد ، لكن به همراه موجود ذهنى هر دو مساوى با موجود مىشوند . و هكذا در جملهء « موجود يا واحد است يا كثير » يا در جملهء « موجود يا بالفعل است يا بالقوّه » كه وحدت و فعليت به معناى خاص خود گرچه اخص از موجودند ، لكن با آنچه مقابل اين دو است يعنى كثير و بالقوّه ، مساوى با موجود مىشوند . شرح اين سه كلمه در فصل اول از مرحلهء هفتم كتاب ، نهاية الحكمه آمدهاست . آنچه از اين سلسله مباحث كه همه از عوارض ذاتى موجود هستند تشكيل