السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
599
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
نتيجه مىگيريم كه ماده حقيقتى جداى از صورت جسميه دارد و به حكم تقدير اين دو در عالم ماده همزيستى دارند اما وقتى صورت به مرتبهء كمال نهايى رسيد ، از يكديگر جدا مىشوند . مؤيد اين مطلب سخنى است كه صدرالمتألهين دربارهء ماده فرمودهاست . « 1 » ايشان مىگويند : ماده داخل در جسم ، يعنى در صورت جسميه ، نيست ، آن گونه كه اجناس داخل در انواع هستند ؛ زيرا اگر ماده داخل در حقيقت جسميه بود ، بايد ثبوتش براى صورت جسميه بَيّن مىبود و نياز به دليل و اثبات نمىداشت ، در حالى كه ممكن است ما گاهى در ثبوت ماده براى صورت جسميه شك كنيم و سپس با برهان اثبات كنيم كه صورت جسميه در عالم ماده همراه ماده وجود دارد . در صورتى كه اگر ماده ذاتى صورت جسميه بود اثباتش احتياج به برهان نداشت ، همان گونه كه وجود جسم به عنوان جنس در جسم نامى و جسم نامى به عنوان جنس در تعريف حيوان و حيوان به عنوان جنس در تعريف انسان به برهان نياز ندارد . بنابراين ماده بيرون از صورت جسميه هست و عدم انفكاك اين دو ، مقيد به عالم حركت مىباشد . دفع توهّم متن ولا منافاة بين القول بخروجها عن ماهيّة . . . من لوازم وجوده لا جزء ماهيّته . ترجمه منافاتى نيست بين اين كه بگوييم ماده از ماهيتِ « صورت جسميه » خارج است و بين اين كه
--> ( 1 ) . همان مصدر